noteworthily mentioned
ذکر قابل توجه
noteworthily absent
به طرز قابل توجهی غایب
noteworthily different
به طرز قابل توجهی متفاوت
noteworthily improved
به طرز قابل توجهی بهبود یافته
noteworthily unique
به طرز قابل توجهی منحصر به فرد
noteworthily significant
به طرز قابل توجهی مهم
noteworthily successful
به طرز قابل توجهی موفق
noteworthily effective
به طرز قابل توجهی موثر
noteworthily relevant
به طرز قابل توجهی مرتبط
noteworthily influential
به طرز قابل توجهی تاثیرگذار
noteworthily, the project was completed ahead of schedule.
به طور قابل توجهی، پروژه زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.
noteworthily, she won the award for best actress.
به طور قابل توجهی، او جایزه بهترین بازیگر را برد.
noteworthily, the team improved their performance this season.
به طور قابل توجهی، تیم عملکرد خود را در این فصل بهبود بخشید.
noteworthily, the new policy has received positive feedback.
به طور قابل توجهی، سیاست جدید بازخورد مثبتی دریافت کرده است.
noteworthily, the book has been translated into several languages.
به طور قابل توجهی، این کتاب به چندین زبان ترجمه شده است.
noteworthily, the company has seen a rise in profits.
به طور قابل توجهی، شرکت افزایش سود را تجربه کرده است.
noteworthily, he has been a mentor to many young artists.
به طور قابل توجهی، او به بسیاری از هنرمندان جوان مشاور بوده است.
noteworthily, their research has contributed to significant advancements.
به طور قابل توجهی، تحقیقات آنها به پیشرفت های قابل توجهی کمک کرده است.
noteworthily, the event attracted a large audience.
به طور قابل توجهی، این رویداد مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد.
noteworthily, the findings challenge previous assumptions.
به طور قابل توجهی، یافته ها فرضیات قبلی را به چالش می کشد.
noteworthily mentioned
ذکر قابل توجه
noteworthily absent
به طرز قابل توجهی غایب
noteworthily different
به طرز قابل توجهی متفاوت
noteworthily improved
به طرز قابل توجهی بهبود یافته
noteworthily unique
به طرز قابل توجهی منحصر به فرد
noteworthily significant
به طرز قابل توجهی مهم
noteworthily successful
به طرز قابل توجهی موفق
noteworthily effective
به طرز قابل توجهی موثر
noteworthily relevant
به طرز قابل توجهی مرتبط
noteworthily influential
به طرز قابل توجهی تاثیرگذار
noteworthily, the project was completed ahead of schedule.
به طور قابل توجهی، پروژه زودتر از موعد مقرر به پایان رسید.
noteworthily, she won the award for best actress.
به طور قابل توجهی، او جایزه بهترین بازیگر را برد.
noteworthily, the team improved their performance this season.
به طور قابل توجهی، تیم عملکرد خود را در این فصل بهبود بخشید.
noteworthily, the new policy has received positive feedback.
به طور قابل توجهی، سیاست جدید بازخورد مثبتی دریافت کرده است.
noteworthily, the book has been translated into several languages.
به طور قابل توجهی، این کتاب به چندین زبان ترجمه شده است.
noteworthily, the company has seen a rise in profits.
به طور قابل توجهی، شرکت افزایش سود را تجربه کرده است.
noteworthily, he has been a mentor to many young artists.
به طور قابل توجهی، او به بسیاری از هنرمندان جوان مشاور بوده است.
noteworthily, their research has contributed to significant advancements.
به طور قابل توجهی، تحقیقات آنها به پیشرفت های قابل توجهی کمک کرده است.
noteworthily, the event attracted a large audience.
به طور قابل توجهی، این رویداد مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد.
noteworthily, the findings challenge previous assumptions.
به طور قابل توجهی، یافته ها فرضیات قبلی را به چالش می کشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید