| صفت یا فعل حال استمراری | nourishing |
nourishing food
غذاي مقوي
nourishing drink
نوشيدني مقوي
a simple but nourishing meal.
یک وعده غذایی ساده اما مغذی.
He's been nourishing the hope of a trip abroad.
او امیدوار کننده سفر به خارج از کشور را تقویت کرده است.
A very few caryon in ganglion cell layer of the rats'retinal caryon in liver - nourishing group are labeled ;
در تعداد کمی از عاریون ها در لایه سلول های گانگلیونی رتینای جوندگان، عاریون در کبد - گروه تغذیه وجود دارد؛
Abstract: Objective:to make observation on the effect of qi-boosting &yin-nourishing formula on myocardial damage Method:we adopted the model of myocardial damage caused by amycin.
چکیده: هدف: مشاهده اثر فرمول تقویت کننده چی و تغذیه کننده یین بر آسیب μυوکارد. روش: ما مدل آسیب μυوکارد ناشی از آمیسین را اتخاذ کردیم.
eating nourishing food is essential for good health
خوردن غذای مغذی برای سلامتی خوب ضروری است.
nourishing your body with vitamins and minerals is important
تقویت بدن با ویتامین ها و مواد معدنی مهم است.
a nourishing breakfast can set the tone for the rest of the day
یک صبحانه مغذی می تواند لحن بقیه روز را تعیین کند.
nourishing your skin with moisturizer can help keep it healthy
تقویت پوست با مرطوب کننده می تواند به حفظ سلامت آن کمک کند.
enjoying a nourishing soup on a cold day is comforting
لذت بردن از یک سوپ مغذی در یک روز سرد دلپذیر است.
nourishing your mind with positive thoughts can improve your overall well-being
تقویت ذهن با افکار مثبت می تواند به بهبود کلی حال شما کمک کند.
nourishing your relationships with quality time together is important
تقویت روابط خود با گذراندن وقت با کیفیت با هم مهم است.
reading nourishing books can inspire and educate you
خواندن کتاب های الهام بخش می تواند شما را الهام بخش و آموزش دهد.
spending time in nature can be nourishing for the soul
گذراندن وقت در طبیعت می تواند برای روح مغذی باشد.
listening to nourishing music can uplift your mood
گوش دادن به موسیقی الهام بخش می تواند روحیه شما را بالا ببرد.
nourishing food
غذاي مقوي
nourishing drink
نوشيدني مقوي
a simple but nourishing meal.
یک وعده غذایی ساده اما مغذی.
He's been nourishing the hope of a trip abroad.
او امیدوار کننده سفر به خارج از کشور را تقویت کرده است.
A very few caryon in ganglion cell layer of the rats'retinal caryon in liver - nourishing group are labeled ;
در تعداد کمی از عاریون ها در لایه سلول های گانگلیونی رتینای جوندگان، عاریون در کبد - گروه تغذیه وجود دارد؛
Abstract: Objective:to make observation on the effect of qi-boosting &yin-nourishing formula on myocardial damage Method:we adopted the model of myocardial damage caused by amycin.
چکیده: هدف: مشاهده اثر فرمول تقویت کننده چی و تغذیه کننده یین بر آسیب μυوکارد. روش: ما مدل آسیب μυوکارد ناشی از آمیسین را اتخاذ کردیم.
eating nourishing food is essential for good health
خوردن غذای مغذی برای سلامتی خوب ضروری است.
nourishing your body with vitamins and minerals is important
تقویت بدن با ویتامین ها و مواد معدنی مهم است.
a nourishing breakfast can set the tone for the rest of the day
یک صبحانه مغذی می تواند لحن بقیه روز را تعیین کند.
nourishing your skin with moisturizer can help keep it healthy
تقویت پوست با مرطوب کننده می تواند به حفظ سلامت آن کمک کند.
enjoying a nourishing soup on a cold day is comforting
لذت بردن از یک سوپ مغذی در یک روز سرد دلپذیر است.
nourishing your mind with positive thoughts can improve your overall well-being
تقویت ذهن با افکار مثبت می تواند به بهبود کلی حال شما کمک کند.
nourishing your relationships with quality time together is important
تقویت روابط خود با گذراندن وقت با کیفیت با هم مهم است.
reading nourishing books can inspire and educate you
خواندن کتاب های الهام بخش می تواند شما را الهام بخش و آموزش دهد.
spending time in nature can be nourishing for the soul
گذراندن وقت در طبیعت می تواند برای روح مغذی باشد.
listening to nourishing music can uplift your mood
گوش دادن به موسیقی الهام بخش می تواند روحیه شما را بالا ببرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید