healthful

[ایالات متحده]/ˈhɛlθfəl/
[بریتانیا]/ˈhɛlθfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مفید برای سلامتی; ترویج دهنده سلامتی خوب; بهداشتی

عبارات و ترکیب‌ها

healthful diet

رژیم غذایی سالم

healthful choices

انتخاب‌های سالم

healthful lifestyle

سبک زندگی سالم

healthful habits

عادات سالم

healthful foods

غذاهای سالم

healthful snacks

میان‌وعده‌های سالم

healthful drinks

نوشیدنی‌های سالم

healthful meals

وعده‌های غذایی سالم

healthful recipes

دستورهای غذایی سالم

healthful options

گزینه‌های سالم

جملات نمونه

eating a healthful diet is essential for overall well-being.

مصرف یک رژیم غذایی سالم برای سلامتی کلی ضروری است.

regular exercise contributes to a healthful lifestyle.

ورزش منظم به داشتن یک سبک زندگی سالم کمک می کند.

choosing healthful snacks can improve your energy levels.

انتخاب میان وعده های سالم می تواند سطح انرژی شما را بهبود بخشد.

drinking plenty of water is a healthful habit.

نوشیدن آب فراوان یک عادت سالم است.

incorporating more fruits and vegetables leads to a healthful diet.

افزودن میوه و سبزیجات بیشتر منجر به داشتن یک رژیم غذایی سالم می شود.

a healthful breakfast can set a positive tone for the day.

یک صبحانه سالم می تواند لحن مثبتی برای روز تعیین کند.

mindful eating promotes healthful food choices.

خوردن با ذهن آگاه، انتخاب های غذایی سالم را ترویج می کند.

healthful cooking methods include steaming and grilling.

روش های سالم آشپزی شامل بخارپز کردن و گریل کردن است.

healthful living involves both mental and physical wellness.

زندگی سالم شامل سلامت روان و جسم است.

finding balance is key to maintaining a healthful lifestyle.

پیدا کردن تعادل کلید حفظ یک سبک زندگی سالم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید