You are seen as a nurturer to others as well as yourself.
شما به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده برای دیگران و خودتان دیده میشوید.
I am a nurturer; I have to have someone to look after.
من یک مراقب و پرورشدهنده هستم؛ من باید کسی را برای مراقبت داشته باشم.
She is a loving nurturer who cares for all the plants in the garden.
او یک مراقب و پرورشدهنده مهربان است که از تمام گیاهان باغ مراقبت میکند.
The teacher is not only an educator but also a nurturer of young minds.
معلم نه تنها یک مربی، بلکه یک مراقب و پرورشدهنده ذهنهای جوان نیز هست.
As a nurturer, she believes in providing a supportive environment for her children to grow.
به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده، او معتقد است که محیطی حمایتی برای رشد فرزندان خود فراهم میکند.
The nurse's role goes beyond treating illnesses; she is a nurturer of patients' well-being.
نقش پرستار فراتر از درمان بیماریها است؛ او یک مراقب و پرورشدهنده سلامت بیماران است.
A good nurturer knows how to provide both love and discipline to help children thrive.
یک مراقب و پرورشدهنده خوب میداند چگونه هم عشق و هم انضباط را برای کمک به رشد کودکان فراهم کند.
The mother's role as a nurturer is crucial in shaping a child's emotional development.
نقش مادر به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده در شکلدهی به رشد عاطفی کودک بسیار مهم است.
A nurturer understands the importance of empathy and compassion in caring for others.
یک مراقب و پرورشدهنده اهمیت همدلی و شفقت در مراقبت از دیگران را درک میکند.
The therapist acts as a nurturer in guiding clients towards self-discovery and personal growth.
درمانگر به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده، به راهنمایی مراجعین به سمت کشف خود و رشد شخصی عمل میکند.
Being a nurturer requires patience, understanding, and a genuine desire to help others thrive.
بودن یک مراقب و پرورشدهنده نیاز به صبر، درک و تمایل صادقانه به کمک به دیگران برای شکوفایی دارد.
You are seen as a nurturer to others as well as yourself.
شما به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده برای دیگران و خودتان دیده میشوید.
I am a nurturer; I have to have someone to look after.
من یک مراقب و پرورشدهنده هستم؛ من باید کسی را برای مراقبت داشته باشم.
She is a loving nurturer who cares for all the plants in the garden.
او یک مراقب و پرورشدهنده مهربان است که از تمام گیاهان باغ مراقبت میکند.
The teacher is not only an educator but also a nurturer of young minds.
معلم نه تنها یک مربی، بلکه یک مراقب و پرورشدهنده ذهنهای جوان نیز هست.
As a nurturer, she believes in providing a supportive environment for her children to grow.
به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده، او معتقد است که محیطی حمایتی برای رشد فرزندان خود فراهم میکند.
The nurse's role goes beyond treating illnesses; she is a nurturer of patients' well-being.
نقش پرستار فراتر از درمان بیماریها است؛ او یک مراقب و پرورشدهنده سلامت بیماران است.
A good nurturer knows how to provide both love and discipline to help children thrive.
یک مراقب و پرورشدهنده خوب میداند چگونه هم عشق و هم انضباط را برای کمک به رشد کودکان فراهم کند.
The mother's role as a nurturer is crucial in shaping a child's emotional development.
نقش مادر به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده در شکلدهی به رشد عاطفی کودک بسیار مهم است.
A nurturer understands the importance of empathy and compassion in caring for others.
یک مراقب و پرورشدهنده اهمیت همدلی و شفقت در مراقبت از دیگران را درک میکند.
The therapist acts as a nurturer in guiding clients towards self-discovery and personal growth.
درمانگر به عنوان یک مراقب و پرورشدهنده، به راهنمایی مراجعین به سمت کشف خود و رشد شخصی عمل میکند.
Being a nurturer requires patience, understanding, and a genuine desire to help others thrive.
بودن یک مراقب و پرورشدهنده نیاز به صبر، درک و تمایل صادقانه به کمک به دیگران برای شکوفایی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید