nutritive

[ایالات متحده]/'njuːtrɪtɪv/
[بریتانیا]/'njʊtrətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تأمین کننده تغذیه
n. غذایی غنی از مواد مغذی

عبارات و ترکیب‌ها

nutritive value

ارزش غذایی

nutritive content

محتوای مغذی

جملات نمونه

the food was low in nutritive value.

غذا ارزش غذایی پایینی داشت.

The nutritive yolk of a meroblastic egg.

زرده‌ی مغذی یک تخم مرغی مروبلستیک.

Much of the really nutritive material actually was refined out of food.

بسیاری از مواد مغذی به طور واقعی از غذا حذف شدند.

Those minim nutritive elements' contents wane obviously ,such as quickly availablephosphor, Kalium Potass, Boron ,etc;

محتویات این عناصر مغذی کم به طور آشکار کاهش می‌یابد، مانند فسفر به سرعت در دسترس، پتاسیم، بور و غیره;

Dandelion has high nutritive value,medical care value,and nuisanceless quality characteristics,so its market development potency is huge.

گل ختمی دارای ارزش غذایی بالا، ارزش مراقبت‌های پزشکی و ویژگی‌های کیفیتی بدون آزار و اذیت است، بنابراین پتانسیل توسعه بازار آن بسیار زیاد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید