observational

[ایالات متحده]/ˌɒbzə'veɪʃənəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مشاهده، مربوط به دیدن یا تماشا.

عبارات و ترکیب‌ها

observational study

مطالعه مشاهده‌ای

observational data

داده‌های مشاهده‌ای

observational research

تحقیقات مشاهده‌ای

observational skills

مهارت‌های مشاهده‌ای

جملات نمونه

Observational studyaims at the approach to a dynamic system whose equation is undeterminable.

مطالعه مشاهده‌ای به بررسی یک سیستم دینامیک می‌پردازد که معادله آن قابل تعیین نیست.

rely on observational evidence

تکیه بر شواهد مشاهده‌ای

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید