oceanwards bound
به سوی اقیانوس
sailing oceanwards
در حال سفر به سوی اقیانوس
drifted oceanwards
به سوی اقیانوس نوسان کرد
looking oceanwards
به سوی اقیانوس نگاه میکند
moved oceanwards
به سوی اقیانوس حرکت کرد
travelled oceanwards
به سوی اقیانوس سفر کرد
heading oceanwards
به سوی اقیانوس حرکت میکند
flowed oceanwards
به سوی اقیانوس جریان مییابد
extended oceanwards
به سوی اقیانوس گسترش یافت
reached oceanwards
به سوی اقیانوس رسید
the coastline stretched dramatically oceanwards, a breathtaking view.
کرانه دریا به طور چشمگیری به سوی دریا گسترش مییافت، منظرهای بینظیر.
the ship steadily sailed oceanwards, battling the strong currents.
کشتی به طور پایدار به سوی دریا حرکت میکرد، در برابر جریانهای قوی مقاومت میکرد.
the migrating whales headed oceanwards, following ancient routes.
วาژههای مهاجر به سوی دریا حرکت میکردند، دنبال مسیرهای باستانی.
the coastal road wound oceanwards, offering stunning vistas.
جاده ساحلی به سوی دریا منحنی میزد، منظرههای بreathtaking ارائه میداد.
the research team focused their efforts oceanwards, studying marine life.
تیم تحقیق تلاشهای خود را به سوی دریا متمرکز کرد، زیستشناسی دریایی را مطالعه میکرد.
the waves crashed powerfully oceanwards, eroding the sandy beach.
موجها به طور قوی به سوی دریا برخورد میکردند، دریاچه ریز را فرسوب میکردند.
the island’s gaze was fixed oceanwards, anticipating the fishing fleet.
نگاه جزیره به سوی دریا ثابت بود، ناوگان ماهیگیری را منتظر میماند.
the drone footage showed the coastline extending oceanwards for miles.
فیلمبرداری درونو نشان داد کرانه دریا به سوی دریا به مایلها گسترش مییابد.
the currents pushed the debris oceanwards, far from the shore.
جریانها اشیاء شکنجه را به سوی دریا فشار میدادند، دور از ساحل.
the lighthouse beam swept oceanwards, a beacon in the darkness.
نور فانوس به سوی دریا حرکت میکرد، نورگذار در تاریکی.
the new pipeline was laid oceanwards, connecting to the offshore platform.
لولهی جدید به سوی دریا گذاشته شد، به پلتفرم خارج از ساحل متصل میشود.
oceanwards bound
به سوی اقیانوس
sailing oceanwards
در حال سفر به سوی اقیانوس
drifted oceanwards
به سوی اقیانوس نوسان کرد
looking oceanwards
به سوی اقیانوس نگاه میکند
moved oceanwards
به سوی اقیانوس حرکت کرد
travelled oceanwards
به سوی اقیانوس سفر کرد
heading oceanwards
به سوی اقیانوس حرکت میکند
flowed oceanwards
به سوی اقیانوس جریان مییابد
extended oceanwards
به سوی اقیانوس گسترش یافت
reached oceanwards
به سوی اقیانوس رسید
the coastline stretched dramatically oceanwards, a breathtaking view.
کرانه دریا به طور چشمگیری به سوی دریا گسترش مییافت، منظرهای بینظیر.
the ship steadily sailed oceanwards, battling the strong currents.
کشتی به طور پایدار به سوی دریا حرکت میکرد، در برابر جریانهای قوی مقاومت میکرد.
the migrating whales headed oceanwards, following ancient routes.
วาژههای مهاجر به سوی دریا حرکت میکردند، دنبال مسیرهای باستانی.
the coastal road wound oceanwards, offering stunning vistas.
جاده ساحلی به سوی دریا منحنی میزد، منظرههای بreathtaking ارائه میداد.
the research team focused their efforts oceanwards, studying marine life.
تیم تحقیق تلاشهای خود را به سوی دریا متمرکز کرد، زیستشناسی دریایی را مطالعه میکرد.
the waves crashed powerfully oceanwards, eroding the sandy beach.
موجها به طور قوی به سوی دریا برخورد میکردند، دریاچه ریز را فرسوب میکردند.
the island’s gaze was fixed oceanwards, anticipating the fishing fleet.
نگاه جزیره به سوی دریا ثابت بود، ناوگان ماهیگیری را منتظر میماند.
the drone footage showed the coastline extending oceanwards for miles.
فیلمبرداری درونو نشان داد کرانه دریا به سوی دریا به مایلها گسترش مییابد.
the currents pushed the debris oceanwards, far from the shore.
جریانها اشیاء شکنجه را به سوی دریا فشار میدادند، دور از ساحل.
the lighthouse beam swept oceanwards, a beacon in the darkness.
نور فانوس به سوی دریا حرکت میکرد، نورگذار در تاریکی.
the new pipeline was laid oceanwards, connecting to the offshore platform.
لولهی جدید به سوی دریا گذاشته شد، به پلتفرم خارج از ساحل متصل میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید