oiliness

[ایالات متحده]/'ɔilinis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روغن‌زدگی؛ چرب بودن؛ حاوی روغن؛ لیز بودن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

excessive oiliness

چربی بیش از حد

جملات نمونه

The oiliness of the salad dressing made it especially tasty.

چربی سالاد پوش باعث شد که به طرز خاصی خوشمزه شود.

The oiliness of the skin can be reduced by using the right skincare products.

می‌توان با استفاده از محصولات مراقبت از پوست مناسب، چربی پوست را کاهش داد.

Fried foods often have a high level of oiliness.

غذاهای سرخ شده اغلب سطح بالایی از چربی دارند.

The oiliness of the engine caused it to overheat.

چربی موتور باعث داغ شدن آن شد.

The oiliness of the hair can be controlled with the right shampoo.

می‌توان با استفاده از شامپوی مناسب، چربی مو را کنترل کرد.

Certain types of fish have a natural oiliness to them.

برخی از انواع ماهی‌ها به طور طبیعی چربی دارند.

The oiliness of the pizza made it greasy to the touch.

چربی پیتزا باعث شد که لمس آن چرب باشد.

The oiliness of the machine parts needed to be cleaned regularly.

نیاز بود که قطعات ماشین به طور منظم تمیز شوند تا چربی آنها از بین برود.

The oiliness of the road surface made driving hazardous in the rain.

چربی سطح جاده باعث شد که رانندگی در باران خطرناک باشد.

Her face had a noticeable oiliness by midday.

صورت او تا ظهر چربی قابل توجهی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید