omelette

[ایالات متحده]/ˈɔməlɪt/
[بریتانیا]/'ɑmlət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذایی که با هم زدن تخم‌مرغ‌ها و پختن آن‌ها در ماهیتابه تهیه می‌شود
Word Forms
جمعomelettes

جملات نمونه

an omelette will do fine.

یک املت خوب خواهد بود.

omelettes are dead easy to prepare.

املت‌ها تهیه کردنشان بسیار آسان است.

a good omelette is very hard to bring off.

تهیه یک املت خوب بسیار دشوار است.

Don't ask me how to make an omelette; cooking isn't my metier.

از من نپرسید چطور یک املت درست کنم؛ آشپزی کار من نیست.

I know that all these changes in the car industry are painful to many people, but you can’t make an omelette without breaking eggs.

می‌دانم که تمام این تغییرات در صنعت خودرو برای بسیاری از مردم دردناک است، اما نمی‌توانید بدون شکستن تخم مرغ املت درست کنید.

I eat two eggs per day and my cholesterol goes through the roof, you eat a five-egg omelette every morning and... nuthin!

من دو تخم مرغ در روز می خورم و کلسترولم از آسمان عبور می کند، شما هر روز صبح یک املت پنج تخم مرغی می خورید و... هیچ چیز!

نمونه‌های واقعی

Can't make an omelette without breaking eggs!

بدون شکستن تخم مرغ نمی‌توان املت درست کرد!

منبع: Yes, Minister Season 3

So, squirrels, what do we make an omelette with?

پس، سنجاب‌ها، با چه چیزی املت درست می‌کنیم؟

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Hm, maybe now would be a good time to make the omelette!

اممم، شاید الان زمان خوبی برای درست کردن املت باشد!

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

I'm gonna make a really spicy omelette.

من یک املت خیلی تند درست می‌کنم.

منبع: Gourmet Base

If you want to make an omelette, we all know what to do.

اگر می‌خواهید املت درست کنید، همه ما می‌دانیم چه کار باید کرد.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

I mean, you know, cos otherwise you'd have an omelette, wouldn't you, really? !

منظورم این است که، می‌دانید، در غیر این صورت شما یک املت خواهید داشت، مگه نه؟!

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

There's a caviar omelette on here, and I can't even tweet it till Monday.

اینجا یک املت خاویاری وجود دارد و من حتی نمی‌توانم آن را تا دوشنبه توییت کنم.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

Normally, I make an omelette or some eggs but sometimes I just have fruit and yoghurt.

معمولاً من یک املت یا چند تخم مرغ درست می‌کنم، اما گاهی اوقات فقط میوه و ماست دارم.

منبع: Emma's delicious English

Yes, I heard that. It's just an omelette, but the chillies give it a real wow factor.

بله، شنیدم. این فقط یک املت است، اما فلفل‌ها به آن یک عامل واو واقعی می‌دهند.

منبع: BBC Authentic English

Barry's doing the omelette challenge from Saturday kitchen.

باری چالش املت را از آشپزخانه شنبه انجام می‌دهد.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید