poached eggs
تخممرغ آبپز
poached salmon
ماهی سالمون آبپز
poached pear
گلابی آبپز
poached chicken
مرغ آبپز
poached fruit
میوه آبپز
poached egg
تخممرغ آبپز
He poached an egg for breakfast.
او برای صبحانه یک تخم مرغ آب پز کرد.
employers risk having their newly trained workers poached by other firms.
کارفرمایان ریسک میکنند که کارمندان آموزشدیده جدیدشان توسط سایر شرکتها ربوده شوند.
Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.
لاکپشت آبپز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.
With a poached egg and a slice of good bread, the caramelized florets make a quick and delicious weeknight supper.
با یک تخم مرغ آبپز و یک برش نان خوب، گلهای کاراملی یک شام سریع و خوشمزه در شبهای هفته را فراهم میکنند.
He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.
او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.
The chef poached the eggs for breakfast.
سرآشپز تخم مرغها را برای صبحانه آبپز کرد.
She poached the salmon in white wine.
او سالمون را در شراب سفید آبپز کرد.
Poached pears make a delicious dessert.
تاپههای آبپز یک دسر خوشمزه را فراهم میکنند.
He was caught poaching on private land.
او در حالتی که غیرقانونی وارد زمین خصوصی شده بود، دستگیر شد.
Poaching is a serious threat to endangered species.
شکار غیرقانونی یک تهدید جدی برای گونههای در معرض خطر است.
The company accused a rival of poaching its employees.
شرکت رقیب را به ربودن کارمندانش متهم کرد.
The poached chicken was served with a lemon sauce.
مرغ آبپز با سس لیمو سرو شد.
Poached fish is a healthier cooking method than frying.
آبپز کردن ماهی روش سالمتری نسبت به سرخ کردن است.
The poacher was fined for hunting illegally.
شکارچی به دلیل شکار غیرقانونی جریمه شد.
The conservationists are working to stop poaching of rhinos.
محافظان محیط زیست در تلاشند تا از شکار غیرقانونی کرگدنها جلوگیری کنند.
poached eggs
تخممرغ آبپز
poached salmon
ماهی سالمون آبپز
poached pear
گلابی آبپز
poached chicken
مرغ آبپز
poached fruit
میوه آبپز
poached egg
تخممرغ آبپز
He poached an egg for breakfast.
او برای صبحانه یک تخم مرغ آب پز کرد.
employers risk having their newly trained workers poached by other firms.
کارفرمایان ریسک میکنند که کارمندان آموزشدیده جدیدشان توسط سایر شرکتها ربوده شوند.
Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.
لاکپشت آبپز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.
With a poached egg and a slice of good bread, the caramelized florets make a quick and delicious weeknight supper.
با یک تخم مرغ آبپز و یک برش نان خوب، گلهای کاراملی یک شام سریع و خوشمزه در شبهای هفته را فراهم میکنند.
He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.
او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.
The chef poached the eggs for breakfast.
سرآشپز تخم مرغها را برای صبحانه آبپز کرد.
She poached the salmon in white wine.
او سالمون را در شراب سفید آبپز کرد.
Poached pears make a delicious dessert.
تاپههای آبپز یک دسر خوشمزه را فراهم میکنند.
He was caught poaching on private land.
او در حالتی که غیرقانونی وارد زمین خصوصی شده بود، دستگیر شد.
Poaching is a serious threat to endangered species.
شکار غیرقانونی یک تهدید جدی برای گونههای در معرض خطر است.
The company accused a rival of poaching its employees.
شرکت رقیب را به ربودن کارمندانش متهم کرد.
The poached chicken was served with a lemon sauce.
مرغ آبپز با سس لیمو سرو شد.
Poached fish is a healthier cooking method than frying.
آبپز کردن ماهی روش سالمتری نسبت به سرخ کردن است.
The poacher was fined for hunting illegally.
شکارچی به دلیل شکار غیرقانونی جریمه شد.
The conservationists are working to stop poaching of rhinos.
محافظان محیط زیست در تلاشند تا از شکار غیرقانونی کرگدنها جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید