omnipresently watching
به طور کامل حضور دارد و نظارت میکند
omnipresently aware
به طور کامل حضور دارد و آگاه است
omnipresently monitoring
به طور کامل حضور دارد و نظارت میکند
omnipresently observing
به طور کامل حضور دارد و مشاهده میکند
omnipresently operating
به طور کامل حضور دارد و کار میکند
omnipresently guiding
به طور کامل حضور دارد و راهنمایی میکند
omnipresently protecting
به طور کامل حضور دارد و حفاظت میکند
omnipresently illuminating
به طور کامل حضور دارد و روشن میکند
omnipresently sustaining
به طور کامل حضور دارد و حفظ میکند
omnipresently pervading
به طور کامل حضور دارد و در تمام جاها گسترده است
the scent of roses was omnipresently felt throughout the garden.
بوی گلها در تمام گوشهی باغ حس میشد.
fear omnipresently haunted the abandoned hallways of the old mansion.
ترس به طور گستردهای سروگوشیهای خالی خانهی قدیمی را در دست گرفته بود.
love omnipresently binds families together across generations and cultures.
عشق به طور گستردهای خانوادهها را در طول نسلها و فرهنگها به هم متصل میکند.
corruption omnipresently permeated every level of the government hierarchy.
فساد به طور گستردهای هر سطحی از سلسلهی اداری دولت را نفوذ میداد.
music omnipresently filled the empty streets during the festive season.
موسیقی به طور گستردهای خیابانهای خالی را در فصل جشنها پر میکرد.
hope omnipresently guided the refugees through their darkest hours.
امید به طور گستردهای مهاجران را در تاریکترین ساعات هدایت میکرد.
the internet has omnipresently connected billions of people worldwide.
اینترنت به طور گستردهای میلیاردها نفر در سراسر جهان را به هم متصل کرده است.
divine grace omnipresently protects those who walk in righteousness.
رحمت الهی به طور گستردهای کسانی را که در راستی میگردارند حفظ میکند.
commercial advertisements omnipresently surround consumers in modern cities.
آگهیهای تجاری به طور گستردهای مصرفکنندگان را در شهرهای مدرن احاطه میکنند.
ancient traditions omnipresently influence modern cultural celebrations globally.
سنتهای باستانی به طور گستردهای جشنهای فرهنگی مدرن را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهند.
technology omnipresently shapes our daily routines in countless silent ways.
فناوری به طور گستردهای روالهای روزمرهی ما را به صورت بیشماری از راههای خاموش شکل میدهد.
the ocean's rhythmic sound omnipresently soothes villagers living along the coast.
صوت ریتمیک اقیانوس به طور گستردهای روستاییانی که در کرانهی دریا زندگی میکنند را آرام میکند.
social media omnipresently influences young people's opinions and behaviors.
شبکههای اجتماعی به طور گستردهای نظرات و رفتارهای جوانان را تحت تأثیر قرار میدهند.
omnipresently watching
به طور کامل حضور دارد و نظارت میکند
omnipresently aware
به طور کامل حضور دارد و آگاه است
omnipresently monitoring
به طور کامل حضور دارد و نظارت میکند
omnipresently observing
به طور کامل حضور دارد و مشاهده میکند
omnipresently operating
به طور کامل حضور دارد و کار میکند
omnipresently guiding
به طور کامل حضور دارد و راهنمایی میکند
omnipresently protecting
به طور کامل حضور دارد و حفاظت میکند
omnipresently illuminating
به طور کامل حضور دارد و روشن میکند
omnipresently sustaining
به طور کامل حضور دارد و حفظ میکند
omnipresently pervading
به طور کامل حضور دارد و در تمام جاها گسترده است
the scent of roses was omnipresently felt throughout the garden.
بوی گلها در تمام گوشهی باغ حس میشد.
fear omnipresently haunted the abandoned hallways of the old mansion.
ترس به طور گستردهای سروگوشیهای خالی خانهی قدیمی را در دست گرفته بود.
love omnipresently binds families together across generations and cultures.
عشق به طور گستردهای خانوادهها را در طول نسلها و فرهنگها به هم متصل میکند.
corruption omnipresently permeated every level of the government hierarchy.
فساد به طور گستردهای هر سطحی از سلسلهی اداری دولت را نفوذ میداد.
music omnipresently filled the empty streets during the festive season.
موسیقی به طور گستردهای خیابانهای خالی را در فصل جشنها پر میکرد.
hope omnipresently guided the refugees through their darkest hours.
امید به طور گستردهای مهاجران را در تاریکترین ساعات هدایت میکرد.
the internet has omnipresently connected billions of people worldwide.
اینترنت به طور گستردهای میلیاردها نفر در سراسر جهان را به هم متصل کرده است.
divine grace omnipresently protects those who walk in righteousness.
رحمت الهی به طور گستردهای کسانی را که در راستی میگردارند حفظ میکند.
commercial advertisements omnipresently surround consumers in modern cities.
آگهیهای تجاری به طور گستردهای مصرفکنندگان را در شهرهای مدرن احاطه میکنند.
ancient traditions omnipresently influence modern cultural celebrations globally.
سنتهای باستانی به طور گستردهای جشنهای فرهنگی مدرن را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهند.
technology omnipresently shapes our daily routines in countless silent ways.
فناوری به طور گستردهای روالهای روزمرهی ما را به صورت بیشماری از راههای خاموش شکل میدهد.
the ocean's rhythmic sound omnipresently soothes villagers living along the coast.
صوت ریتمیک اقیانوس به طور گستردهای روستاییانی که در کرانهی دریا زندگی میکنند را آرام میکند.
social media omnipresently influences young people's opinions and behaviors.
شبکههای اجتماعی به طور گستردهای نظرات و رفتارهای جوانان را تحت تأثیر قرار میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید