omnivory diet
رژیم گیمر
exhibiting omnivory
نمایش گیمر
human omnivory
گیمر انسانی
omnivory behavior
رفتار گیمر
studying omnivory
مطالعه گیمر
evolution of omnivory
تکامل گیمر
displaying omnivory
نمایش گیمر
linked to omnivory
مربوط به گیمر
pattern of omnivory
الگوی گیمر
role of omnivory
نقش گیمر
the bear's omnivory allows it to thrive in diverse environments.
همخوری خرس اجازه میدهد تا در محیطهای متنوع زنده بماند.
an omnivore's diet includes both plants and animals.
خوراک یک همخور شامل گیاهان و حیوانات است.
studies show a link between omnivory and adaptability in mammals.
مطالعات نشان میدهد که بین همخوری و انعطافپذیری در سگداران رابطهای وجود دارد.
pigs are classic examples of omnivores with varied feeding habits.
گوشتهای گوشتی نمونههای کلاسیکی از همخوران با رفتارهای تغذیهای متنوع هستند.
human omnivory has contributed to our species' global spread.
همخوری انسان به پراکندگی جهانی گونهی ما کمک کرده است.
the ecological role of omnivores is often to connect trophic levels.
نقش اکولوژیکی همخوران اغلب این است که سطوح تغذیهای را به هم متصل کنند.
understanding omnivory is crucial for managing ecosystems effectively.
فهم همخوری برای مدیریت مؤثر سیستمهای اکولوژیکی ضروری است.
raccoons demonstrate opportunistic omnivory, eating almost anything.
کاکوکها همخوری فرصتطلبانه را نشان میدهند، تقریباً هر چیزی را میخورند.
the evolution of omnivory expanded dietary options for many species.
اکولوژی همخوری گزینههای غذایی را برای بسیاری از گونهها گسترش داد.
birds exhibit a wide range of omnivory, from frugivores to insectivores.
پرندگان گونههای گستردهای از همخوری را نشان میدهند، از میوهخوران تا حشرهخوران.
the concept of omnivory is central to food web dynamics.
مفهوم همخوری در دینامیک شبکههای غذایی مرکزی است.
omnivory diet
رژیم گیمر
exhibiting omnivory
نمایش گیمر
human omnivory
گیمر انسانی
omnivory behavior
رفتار گیمر
studying omnivory
مطالعه گیمر
evolution of omnivory
تکامل گیمر
displaying omnivory
نمایش گیمر
linked to omnivory
مربوط به گیمر
pattern of omnivory
الگوی گیمر
role of omnivory
نقش گیمر
the bear's omnivory allows it to thrive in diverse environments.
همخوری خرس اجازه میدهد تا در محیطهای متنوع زنده بماند.
an omnivore's diet includes both plants and animals.
خوراک یک همخور شامل گیاهان و حیوانات است.
studies show a link between omnivory and adaptability in mammals.
مطالعات نشان میدهد که بین همخوری و انعطافپذیری در سگداران رابطهای وجود دارد.
pigs are classic examples of omnivores with varied feeding habits.
گوشتهای گوشتی نمونههای کلاسیکی از همخوران با رفتارهای تغذیهای متنوع هستند.
human omnivory has contributed to our species' global spread.
همخوری انسان به پراکندگی جهانی گونهی ما کمک کرده است.
the ecological role of omnivores is often to connect trophic levels.
نقش اکولوژیکی همخوران اغلب این است که سطوح تغذیهای را به هم متصل کنند.
understanding omnivory is crucial for managing ecosystems effectively.
فهم همخوری برای مدیریت مؤثر سیستمهای اکولوژیکی ضروری است.
raccoons demonstrate opportunistic omnivory, eating almost anything.
کاکوکها همخوری فرصتطلبانه را نشان میدهند، تقریباً هر چیزی را میخورند.
the evolution of omnivory expanded dietary options for many species.
اکولوژی همخوری گزینههای غذایی را برای بسیاری از گونهها گسترش داد.
birds exhibit a wide range of omnivory, from frugivores to insectivores.
پرندگان گونههای گستردهای از همخوری را نشان میدهند، از میوهخوران تا حشرهخوران.
the concept of omnivory is central to food web dynamics.
مفهوم همخوری در دینامیک شبکههای غذایی مرکزی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید