one-legged

[ایالات متحده]/[ˈwʌnˌlegd]/
[بریتانیا]/[ˈwʌnˌlegd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک پا؛ فاقد یک پا؛ دارای یک پا.
n. یک فرد یا حیوان با یک پا.

عبارات و ترکیب‌ها

one-legged man

مرد یک پا

one-legged jump

پریدن یک پا

one-legged dance

رقص یک پا

one-legged runner

دویدن یک پا

becoming one-legged

شدن یک پا

one-legged wonder

معجزه یک پا

a one-legged person

یک فرد یک پا

one-legged sailor

کشتی‌گر یک پا

one-legged stand

ایستادن یک پا

one-legged athlete

ورزشکار یک پا

جملات نمونه

the one-legged dancer gracefully moved across the stage.

رقصنده یک پا با گذارنرم در سراسر صحنه حرکت کرد.

he learned to ski despite being one-legged.

او یاد گرفت که اسکی بزند در حالی که یک پا داشت.

a one-legged pirate searched for buried treasure.

یک پirate یک پا به دنبال گنج‌های پنهان بود.

the one-legged athlete inspired everyone with his determination.

ورزشکار یک پا با اصرار خود همه را الهام بخشید.

she uses a crutch to walk with her one-legged condition.

او از یک م拐杖 برای راه رفتن با شرایط یک پا خود استفاده می کند.

the child bravely climbed the tree with one leg.

کودک با یک پا شجاعانه درخت را بالا رفت.

he balanced carefully on the one-legged stool.

او با دقت روی صندلی یک پا تعادل برقرار کرد.

the one-legged seagull struggled to catch a fish.

گوی یک پا برای گرفتن ماهی کوشید.

the one-legged man hopped down the street.

مرد یک پا در خیابان پرید.

she felt a pang of sympathy for the one-legged dog.

او احساس همدردی برای سگ یک پا داشت.

the one-legged soldier received a medal for his bravery.

سرباز یک پا به خاطر شجاعت خود یک مدال دریافت کرد.

he practiced his one-legged balance every day.

او هر روز تعادل یک پا خود را تمرین می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید