one-ninth

[ایالات متحده]/[wʌnˈnaɪnθ]/
[بریتانیا]/[wʌnˈnaɪnθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسبت یک نهم
adj. یک نهم از مقدار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

one-ninth of

یک نهم

one-ninth chance

یک نهم شانس

one-ninth share

یک نهم سهم

one-ninth part

یک نهم بخش

one-ninth scale

مقیاس یک نهم

one-ninth size

اندازه یک نهم

one-ninth rate

نرخ یک نهم

one-ninth amount

مقدار یک نهم

one-ninth portion

یک نهم قسمت

one-ninth time

زمان یک نهم

جملات نمونه

one-ninth of the population lives below the poverty line.

یک نهم جمعیت زیر خط فقر زندگی می کند.

the company's profits increased by one-ninth last quarter.

سود شرکت در قسمت گذشته یک نهم افزایش یافت.

one-ninth of the cake was already eaten before i arrived.

یک نهم کیک قبل از آمدن من خورده شده بود.

the probability of success is one-ninth.

احتمال موفقیت یک نهم است.

one-ninth of the land is used for agriculture.

یک نهم زمین برای کشاورزی استفاده می شود.

the team won one-ninth of their games this season.

تیم در این فصل یک نهم بازی هایش را برنده شد.

one-ninth of the students failed the exam.

یک نهم دانش آموزان در امتحان نا موفق بودند.

the museum’s collection includes one-ninth of the ancient artifacts.

مجموعه موزه شامل یک نهم از اثرات باستانی می باشد.

one-ninth of the budget is allocated to research.

یک نهم بودجه به تحقیقات اختصاص یافت.

the area of the lake decreased by one-ninth due to drought.

مساحت دریاچه به دلیل خشکسالی یک نهم کاهش یافت.

one-ninth of the workforce is dedicated to customer service.

یک نهم نیروی کار به خدمت مشتری اختصاص یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید