opinionate

[ایالات متحده]/əˈpɪnjəneɪt/
[بریتانیا]/əˈpɪnjəˌneɪt/

ترجمه

adj. مبتنی بر نظر

عبارات و ترکیب‌ها

opinionate person

نفر با دیدگاه

opinionate view

دیدگاه شخصی

opinionate comment

نظریه شخصی

opinionate statement

اظهارنظر شخصی

opinionate discussion

بحث نظر شخصی

opinionate belief

باور شخصی

opinionate attitude

نگرش شخصی

opinionate perspective

دیدگاه شخصی

opinionate analysis

تجزیه و تحلیل شخصی

opinionate debate

بحث نظر شخصی

جملات نمونه

it's important to opinionate on various topics.

بیان نظر در مورد موضوعات مختلف مهم است.

she tends to opinionate about politics.

او معمولاً در مورد سیاست نظر می‌دهد.

people often opinionate without full knowledge.

افراد اغلب بدون داشتن اطلاعات کامل نظر می‌دهند.

he is not afraid to opinionate during meetings.

او از بیان نظر در جلسات نمی‌ترسد.

it's easy to opinionate when you are passionate.

وقتی مشتاق هستید، بیان نظر آسان است.

some prefer to opinionate quietly rather than loudly.

برخی ترجیح می‌دهند به جای صحبت کردن بلند، به طور پنهانی نظر بدهند.

in discussions, it's good to opinionate constructively.

در بحث‌ها، خوب است به طور سازنده نظر بدهید.

he often opinionates on social issues.

او اغلب در مورد مسائل اجتماعی نظر می‌دهد.

don't hesitate to opinionate if you feel strongly.

اگر احساس قوی دارید، دریغ نکنید نظر بدهید.

she has a right to opinionate on her beliefs.

او حق دارد در مورد باورهای خود نظر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید