opioid

[ایالات متحده]/'əʊpɪɒɪd/
[بریتانیا]/'opi,ɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه اوپیوم
n. پپتید اوپیوئید
Word Forms
جمعopioids

عبارات و ترکیب‌ها

opioid addiction

اعتیاد به مواد اوپیوئید

opioid overdose

جذب بیش از حد مواد اوپیوئید

opioid crisis

بحران اوپیوئید

جملات نمونه

a natural brain opiate.Also called opioid

یک مسکن طبیعی مغزی. همچنین به نام مواد اوپیویدی

The modulation of RGS protein on opioid receptor and adenyl cyclase;

تنظیم بیان پروتئین RGS بر روی گیرنده اپیوئید و آدنویل سیکلاز;

A survey on 155 opioid abusers and their polydrug abuse was carried out with a questionnaire designed by National Institute on Drug Dependence.

یک نظرسنجی در مورد 155 معتاد به مواد افیونی و سوء استفاده چند دارویی آنها با استفاده از پرسشنامه طراحی شده توسط موسسه ملی وابستگی به مواد مخدر انجام شد.

Results Three opioid peptides decreased with the course of diabetes and dynorphin A1-13was the most obvious of them.

نتایج: با پیشرفت دیابت، سطح سه پپتید اوپیوییدی کاهش یافت و دینورفین A1-13 از بین آنها بیشترین کاهش را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید