orchestrators

[ایالات متحده]/ˈɔːkɪstreɪtəz/
[بریتانیا]/ˈɔːrkɪstreɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) افرادی که موسیقی را در یک اورکستر تلقین می‌کنند؛ هدایت‌کنندگان یا چیدمان‌کنندگان موسیقی؛ در زمینه پزشکی، موسیقی‌دانان اورکسترالی

عبارات و ترکیب‌ها

master orchestrators

دبیران اصلی

event orchestrators

دبیران رویداد

chief orchestrator

دبیر ارشد

political orchestrator

دبیر سیاسی

skilled orchestrator

دبیر ماهر

main orchestrators

دبیران اصلی

orchestrators at work

دبیران در حال کار

جملات نمونه

the skilled orchestrators coordinated a complex diplomatic summit with remarkable precision.

سازمان‌دهندگان ماهر با دقت بسیار بالا یک کنفرانس دیپلماتیک پیچیده را هماهنگ کردند.

expert orchestrators planned the merger to maximize shareholder value while minimizing disruption.

سازمان‌دهندگان متخصص پیوستن را به منظور بیشینه‌سازی ارزش سهامداران و کاهش اخلات برنامه‌ریزی کردند.

talented orchestrators brought together diverse stakeholders to achieve consensus on climate policy.

سازمان‌دهندگان مهارتمند با همکاری ذینفعان متنوع به دستیابی به توافق در مورد سیاست اقلیمی کمک کردند.

master orchestrators of the arts festival created an unforgettable experience for millions of attendees.

سازمان‌دهندگان ماهر جشنواره هنری تجربه ناگهانی را برای میلیون‌ها شرکت‌کننده ایجاد کردند.

the brilliant orchestrators behind the technology startup navigated multiple challenges to launch successfully.

سازمان‌دهندگان ماهر پشت این شرکت فناوری چالش‌های متعددی را برای راه‌اندازی موفقیت‌آمیز عبور کردند.

political orchestrators crafted a strategy to address the growing economic concerns of citizens.

سازمان‌دهندگان سیاسی یک استراتژی را طراحی کردند تا نگرانی‌های اقتصادی رو به رشد شهروندان را برطرف کنند.

corporate orchestrators redesigned the supply chain to improve efficiency and reduce costs.

سازمان‌دهندگان کارآفرینی زنجیره تأمین را باز طراحی کردند تا بهبود کارایی و کاهش هزینه‌ها را به دست آورند.

military orchestrators developed a comprehensive defense strategy to protect critical infrastructure.

سازمان‌دهندگان نظامی یک استراتژی دفاعی جامع را توسعه دادند تا زیرساخت‌های حیاتی را حفظ کنند.

financial orchestrators structured complex transactions to optimize tax efficiency for international clients.

سازمان‌دهندگان مالی معاملات پیچیده را ساختاردهی کردند تا بهینه‌سازی کارایی مالیاتی برای مشتریان بین‌المللی انجام شود.

the creative orchestrators designed an immersive virtual reality experience that captivated audiences worldwide.

سازمان‌دهندگان خلاق یک تجربه واقعیت مجازی غوطه‌ور را طراحی کردند که به طور جهانی مخاطبان را جذب کرد.

skilled orchestrators managed the transition to renewable energy sources while maintaining grid stability.

سازمان‌دهندگان ماهر انتقال به منابع انرژی تجدیدپذیر را مدیریت کردند در حالی که پایداری شبکه را حفظ می‌کردند.

project orchestrators established clear milestones to ensure the team completed all deliverables on schedule and within budget.

سازمان‌دهندگان پروژه اهداف واضحی را تعیین کردند تا اطمینان حاصل شود که تیم تمام تحویل‌ها را به موقع و در بودجه انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید