organically

[ایالات متحده]/ɔ:'ɡænikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که طبیعی است و بدون استفاده از مواد شیمیایی یا مصنوعی

عبارات و ترکیب‌ها

grow organically

رشد ارگانیک

develop organically

توسعه ارگانیک

جملات نمونه

to combine the multimedia teaching with the traditionary teaching organically

ترکیب آموزش چند رسانه ای با آموزش سنتی به صورت ارگانیک

he has farmed organically for five years.

او به مدت پنج سال به صورت ارگانیک کشاورزی کرده است.

The vegetables in this market are grown organically.

سبزیجات این بازار به صورت ارگانیک رشد می کنند.

She believes in living organically and using natural products.

او به زندگی ارگانیک و استفاده از محصولات طبیعی اعتقاد دارد.

The company focuses on sourcing organically produced ingredients for their skincare products.

این شرکت بر تهیه مواد اولیه ارگانیک برای محصولات مراقبت از پوست خود تمرکز دارد.

Organically grown fruits and vegetables are usually more expensive but healthier.

میوه ها و سبزیجات ارگانیک معمولاً گرانتر اما سالم تر هستند.

They aim to build an organically sustainable business model.

آنها قصد دارند یک مدل کسب و کار پایدار ارگانیک بسازند.

The wine is made organically, without any synthetic additives.

این شراب به صورت ارگانیک تهیه شده است، بدون هیچ گونه افزودنی مصنوعی.

The farm practices organic farming methods to grow crops organically.

این مزرعه از روش های کشاورزی ارگانیک برای کشت محصولات به صورت ارگانیک استفاده می کند.

The demand for organically produced food is increasing worldwide.

تقاضا برای مواد غذایی ارگانیک در سطح جهان در حال افزایش است.

He prefers to buy organically raised meat from local farms.

او ترجیح می دهد گوشت ارگانیک را از مزارع محلی خریداری کند.

The company is committed to sourcing organically certified materials for their clothing line.

این شرکت متعهد به تهیه مواد اولیه دارای گواهی ارگانیک برای خط تولید لباس خود است.

نمونه‌های واقعی

We don't do it consciously, its just that's what comes out organically.

ما آن را به طور آگاهانه انجام نمی‌دهیم، فقط اینطور است که به طور طبیعی بیرون می‌آید.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Well, what if it comes up organically?

خب، اگر به طور طبیعی بیرون بیاید چه می‌شود؟

منبع: Young Sheldon Season 5

We build that experience organically into the app experience.

ما آن تجربه را به طور طبیعی در تجربه برنامه ادغام می‌کنیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It's easy to understand resilience when you experience it organically.

وقتی آن را به طور طبیعی تجربه می‌کنید، درک تاب‌آوری آسان است.

منبع: New Century College English Comprehensive Course (2nd Edition) Volume 2

Yes, these organisations tend to farm organically.

بله، این سازمان‌ها معمولاً به طور ارگانیک کشاورزی می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

Yet market power that grows organically is still market power.

با این حال، قدرت بازار که به طور ارگانیک رشد می‌کند، هنوز هم قدرت بازار است.

منبع: The Economist (Summary)

So you need organically grown flowers.

بنابراین شما به گل‌های ارگانیک نیاز دارید.

منبع: Connection Magazine

Sometimes the spaces are planned, sometimes they happen organically.

گاهی اوقات فضاها برنامه‌ریزی می‌شوند، گاهی اوقات به طور طبیعی اتفاق می‌افتند.

منبع: VOA Standard English_Americas

" Unlike previous models that relied heavily on database-driven answers, ChatGPT can infer responses more organically, " said Zhong.

"برخلاف مدل‌های قبلی که به شدت به پاسخ‌های مبتنی بر پایگاه داده متکی بودند، ChatGPT می‌تواند پاسخ‌ها را به طور طبیعی‌تر استنباط کند،" ژونگ گفت.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

There are a lot of organically shareable elements to it.

عناصر قابل اشتراک‌گذاری زیادی به طور طبیعی وجود دارد.

منبع: BBC Listening Collection October 2017

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید