organizable data
دادههای قابل سازماندهی
organizable structure
ساختار قابل سازماندهی
organizable content
محتوای قابل سازماندهی
organizable files
فایلهای قابل سازماندهی
organizable system
سیستم قابل سازماندهی
organizable resources
منابع قابل سازماندهی
organizable elements
عناصر قابل سازماندهی
organizable tasks
وظایف قابل سازماندهی
organizable projects
پروژههای قابل سازماندهی
organizable information
اطلاعات قابل سازماندهی
the project is highly organizable, making it easier to manage.
پروژه به شدت قابل سازماندهی است و مدیریت آن را آسان تر می کند.
with the right tools, tasks become more organizable.
با ابزارهای مناسب، وظایف قابل سازماندهی تر می شوند.
her notes are always so organizable and clear.
یادداشت های او همیشه بسیار قابل سازماندهی و واضح هستند.
the data is organizable into different categories.
داده ها را می توان در دسته های مختلف سازماندهی کرد.
we need a more organizable system for our files.
ما به یک سیستم سازمان یافته تر برای فایل های خود نیاز داریم.
organizable schedules help improve productivity.
برنامه های قابل سازماندهی به بهبود بهره وری کمک می کنند.
her thoughts are always organizable, which helps in discussions.
ذهن او همیشه قابل سازماندهی است که به بحث ها کمک می کند.
the workshop provided organizable strategies for team collaboration.
کارگاه راهبردهای قابل سازماندهی برای همکاری تیمی ارائه کرد.
organizable content is essential for effective presentations.
محتوای قابل سازماندهی برای ارائه های موثر ضروری است.
we need an organizable approach to tackle this problem.
ما به یک رویکرد سازمان یافته برای مقابله با این مشکل نیاز داریم.
organizable data
دادههای قابل سازماندهی
organizable structure
ساختار قابل سازماندهی
organizable content
محتوای قابل سازماندهی
organizable files
فایلهای قابل سازماندهی
organizable system
سیستم قابل سازماندهی
organizable resources
منابع قابل سازماندهی
organizable elements
عناصر قابل سازماندهی
organizable tasks
وظایف قابل سازماندهی
organizable projects
پروژههای قابل سازماندهی
organizable information
اطلاعات قابل سازماندهی
the project is highly organizable, making it easier to manage.
پروژه به شدت قابل سازماندهی است و مدیریت آن را آسان تر می کند.
with the right tools, tasks become more organizable.
با ابزارهای مناسب، وظایف قابل سازماندهی تر می شوند.
her notes are always so organizable and clear.
یادداشت های او همیشه بسیار قابل سازماندهی و واضح هستند.
the data is organizable into different categories.
داده ها را می توان در دسته های مختلف سازماندهی کرد.
we need a more organizable system for our files.
ما به یک سیستم سازمان یافته تر برای فایل های خود نیاز داریم.
organizable schedules help improve productivity.
برنامه های قابل سازماندهی به بهبود بهره وری کمک می کنند.
her thoughts are always organizable, which helps in discussions.
ذهن او همیشه قابل سازماندهی است که به بحث ها کمک می کند.
the workshop provided organizable strategies for team collaboration.
کارگاه راهبردهای قابل سازماندهی برای همکاری تیمی ارائه کرد.
organizable content is essential for effective presentations.
محتوای قابل سازماندهی برای ارائه های موثر ضروری است.
we need an organizable approach to tackle this problem.
ما به یک رویکرد سازمان یافته برای مقابله با این مشکل نیاز داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید