ostentate

[ایالات متحده]/ˈɒstənteɪt/
[بریتانیا]/ˈɑːstənteɪt/

ترجمه

v. خود را نشان دادن؛ به طرز خودنمایانه‌ای نمایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

ostentate wealth

نمایش دادن ثروت

ostentate lifestyle

نمایش دادن سبک زندگی

ostentate display

نمایش دادن فزاینده

ostentate behavior

نمایش دادن رفتار

ostentate fashion

نمایش دادن مد

ostentate party

نمایش دادن مهمانی

ostentate home

نمایش دادن خانه

ostentate car

نمایش دادن ماشین

ostentate jewelry

نمایش دادن جواهرات

ostentate gifts

نمایش دادن هدایا

جملات نمونه

he tends to ostentate his wealth at every opportunity.

او معمولاً از فرصت استفاده می‌کند تا ثروت خود را به نمایش بگذارد.

they ostentate their achievements to impress others.

آنها دستاوردهای خود را به نمایش می‌گذارند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.

she likes to ostentate her designer clothes.

او دوست دارد لباس‌های طراحان خود را به نمایش بگذارد.

his ostentate behavior made him unpopular.

رفتار تظاهری او باعث شد که او غیر محبوب شود.

they ostentate their extravagant lifestyle on social media.

آنها سبک زندگی پر زرق و برق خود را در رسانه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذارند.

it's not polite to ostentate your success.

معمولاً مناسب نیست که موفقیت خود را به نمایش بگذارید.

she often ostentates her connections in high society.

او اغلب ارتباطات خود در جامعه بالا را به نمایش می‌گذارد.

his ostentate display of knowledge was off-putting.

نمایش تظاهری دانش او ناخوشایند بود.

they ostentate their travels to exotic locations.

آنها سفر خود به مکان‌های عجیب و غریب را به نمایش می‌گذارند.

she doesn't need to ostentate her intelligence.

او نیازی نیست که هوش خود را به نمایش بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید