ostracized

[ایالات متحده]/ˈɒstrəsaɪzd/
[بریتانیا]/ˈɑːstrəsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را از یک گروه یا جامعه کنار گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

ostracized from society

از نظر اجتماعی طرد شده

ostracized by peers

توسط همسالان طرد شده

ostracized for beliefs

به دلیل باورها طرد شده

ostracized at school

در مدرسه طرد شده

ostracized in community

در جامعه طرد شده

ostracized for actions

به دلیل اعمال طرد شده

ostracized from group

از گروه طرد شده

ostracized for opinion

به دلیل نظر طرد شده

ostracized by family

توسط خانواده طرد شده

ostracized in workplace

در محل کار طرد شده

جملات نمونه

after the scandal, he felt completely ostracized by his peers.

پس از رسوایی، او به طور کامل از همسالان خود طرد شد.

she was ostracized for speaking out against the unfair policy.

او به دلیل اعتراض به سیاست ناعادلانه طرد شد.

the community ostracized him after he broke their trust.

جامعه پس از اینکه اعتماد آنها را شکست، او را طرد کرد.

many feel ostracized when they move to a new city.

بسیاری از افراد وقتی به یک شهر جدید نقل مکان می‌کنند، احساس طرد شدن می‌کنند.

ostracized individuals often struggle with mental health issues.

افراد طرد شده اغلب با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم می‌کنند.

he was ostracized for his unconventional beliefs.

او به دلیل باورهای غیرمتعارف خود طرد شد.

children who are different may be ostracized by their classmates.

کودکانی که متفاوت هستند ممکن است توسط همکلاسی‌های خود طرد شوند.

feeling ostracized can lead to feelings of loneliness.

احساس طرد شدن می‌تواند منجر به احساس تنهایی شود.

she was ostracized from the group for her controversial opinions.

او به دلیل نظرات جنجالی خود از گروه طرد شد.

ostracized by society, he found solace in his art.

با وجود طرد شدن از سوی جامعه، او در هنر خود آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید