ostracized from society
از نظر اجتماعی طرد شده
ostracized by peers
توسط همسالان طرد شده
ostracized for beliefs
به دلیل باورها طرد شده
ostracized at school
در مدرسه طرد شده
ostracized in community
در جامعه طرد شده
ostracized for actions
به دلیل اعمال طرد شده
ostracized from group
از گروه طرد شده
ostracized for opinion
به دلیل نظر طرد شده
ostracized by family
توسط خانواده طرد شده
ostracized in workplace
در محل کار طرد شده
after the scandal, he felt completely ostracized by his peers.
پس از رسوایی، او به طور کامل از همسالان خود طرد شد.
she was ostracized for speaking out against the unfair policy.
او به دلیل اعتراض به سیاست ناعادلانه طرد شد.
the community ostracized him after he broke their trust.
جامعه پس از اینکه اعتماد آنها را شکست، او را طرد کرد.
many feel ostracized when they move to a new city.
بسیاری از افراد وقتی به یک شهر جدید نقل مکان میکنند، احساس طرد شدن میکنند.
ostracized individuals often struggle with mental health issues.
افراد طرد شده اغلب با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند.
he was ostracized for his unconventional beliefs.
او به دلیل باورهای غیرمتعارف خود طرد شد.
children who are different may be ostracized by their classmates.
کودکانی که متفاوت هستند ممکن است توسط همکلاسیهای خود طرد شوند.
feeling ostracized can lead to feelings of loneliness.
احساس طرد شدن میتواند منجر به احساس تنهایی شود.
she was ostracized from the group for her controversial opinions.
او به دلیل نظرات جنجالی خود از گروه طرد شد.
ostracized by society, he found solace in his art.
با وجود طرد شدن از سوی جامعه، او در هنر خود آرامش یافت.
ostracized from society
از نظر اجتماعی طرد شده
ostracized by peers
توسط همسالان طرد شده
ostracized for beliefs
به دلیل باورها طرد شده
ostracized at school
در مدرسه طرد شده
ostracized in community
در جامعه طرد شده
ostracized for actions
به دلیل اعمال طرد شده
ostracized from group
از گروه طرد شده
ostracized for opinion
به دلیل نظر طرد شده
ostracized by family
توسط خانواده طرد شده
ostracized in workplace
در محل کار طرد شده
after the scandal, he felt completely ostracized by his peers.
پس از رسوایی، او به طور کامل از همسالان خود طرد شد.
she was ostracized for speaking out against the unfair policy.
او به دلیل اعتراض به سیاست ناعادلانه طرد شد.
the community ostracized him after he broke their trust.
جامعه پس از اینکه اعتماد آنها را شکست، او را طرد کرد.
many feel ostracized when they move to a new city.
بسیاری از افراد وقتی به یک شهر جدید نقل مکان میکنند، احساس طرد شدن میکنند.
ostracized individuals often struggle with mental health issues.
افراد طرد شده اغلب با مشکلات سلامت روان دست و پنجه نرم میکنند.
he was ostracized for his unconventional beliefs.
او به دلیل باورهای غیرمتعارف خود طرد شد.
children who are different may be ostracized by their classmates.
کودکانی که متفاوت هستند ممکن است توسط همکلاسیهای خود طرد شوند.
feeling ostracized can lead to feelings of loneliness.
احساس طرد شدن میتواند منجر به احساس تنهایی شود.
she was ostracized from the group for her controversial opinions.
او به دلیل نظرات جنجالی خود از گروه طرد شد.
ostracized by society, he found solace in his art.
با وجود طرد شدن از سوی جامعه، او در هنر خود آرامش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید