outbreath control
کنترل تنفس خروجی
steady outbreath
تنفس خروجی ثابت
slow outbreath
تنفس خروجی آهسته
long outbreath
تنفس خروجی طولانی
deep outbreath
تنفس خروجی عمیق
soft outbreath
تنفس خروجی ملایم
outbreath pause
مکث تنفس خروجی
outbreaths counted
تنفسهای خروجی شمارش شده
outbreathing slowly
تنفس خروجی به آرامی
outbreathed fully
تنفس خروجی کامل
i heard relief in her outbreath after the final exam ended.
من شنیدم که بعد از پایان امتحان نهایی، او نفسی راحت کشید.
his outbreath formed a small cloud in the cold morning air.
نفس خروجیش در هوای سرد صبحگاهی ابر کوچکی را تشکیل داد.
she counted each outbreath to steady her nerves before the speech.
او برای آرام کردن اعصاب خود قبل از سخنرانی، هر نفس خروجی را شمرد.
between lines, the singer shaped every outbreath for better control.
بین خطوط، خواننده هر نفس خروجی را برای کنترل بهتر شکل داد.
in yoga class, we matched movement to a long, slow outbreath.
در کلاس یوگا، ما حرکت را با یک نفس خروجی طولانی و آهسته تطبیق دادیم.
with each outbreath, the pain eased a little more.
با هر نفس خروجی، درد کمی بیشتر کاهش یافت.
the doctor asked him to take a deep outbreath into the sensor.
پزشک از او خواست تا نفس عمیقی به داخل سنسور بکشد.
her outbreath came in short bursts as she climbed the hill.
همانطور که او از تپه بالا میرفت، نفس خروجیاش به صورت انفجارهای کوتاه بود.
a quiet outbreath escaped him when the door finally opened.
وقتی در بالاخره باز شد، نفس آرامی از او خارج شد.
the diver listened for bubbles and controlled his outbreath underwater.
غواص به دنبال حبابها گوش میداد و نفس خروجی خود را زیر آب کنترل میکرد.
i could smell coffee on his outbreath as he spoke.
وقتی صحبت میکرد، میتوانستم بوی قهوه را در نفس خروجیاش حس کنم.
at the finish line, her outbreath turned into a laugh of disbelief.
در خط پایان، نفس خروجیاش به خنده ناباوری تبدیل شد.
outbreath control
کنترل تنفس خروجی
steady outbreath
تنفس خروجی ثابت
slow outbreath
تنفس خروجی آهسته
long outbreath
تنفس خروجی طولانی
deep outbreath
تنفس خروجی عمیق
soft outbreath
تنفس خروجی ملایم
outbreath pause
مکث تنفس خروجی
outbreaths counted
تنفسهای خروجی شمارش شده
outbreathing slowly
تنفس خروجی به آرامی
outbreathed fully
تنفس خروجی کامل
i heard relief in her outbreath after the final exam ended.
من شنیدم که بعد از پایان امتحان نهایی، او نفسی راحت کشید.
his outbreath formed a small cloud in the cold morning air.
نفس خروجیش در هوای سرد صبحگاهی ابر کوچکی را تشکیل داد.
she counted each outbreath to steady her nerves before the speech.
او برای آرام کردن اعصاب خود قبل از سخنرانی، هر نفس خروجی را شمرد.
between lines, the singer shaped every outbreath for better control.
بین خطوط، خواننده هر نفس خروجی را برای کنترل بهتر شکل داد.
in yoga class, we matched movement to a long, slow outbreath.
در کلاس یوگا، ما حرکت را با یک نفس خروجی طولانی و آهسته تطبیق دادیم.
with each outbreath, the pain eased a little more.
با هر نفس خروجی، درد کمی بیشتر کاهش یافت.
the doctor asked him to take a deep outbreath into the sensor.
پزشک از او خواست تا نفس عمیقی به داخل سنسور بکشد.
her outbreath came in short bursts as she climbed the hill.
همانطور که او از تپه بالا میرفت، نفس خروجیاش به صورت انفجارهای کوتاه بود.
a quiet outbreath escaped him when the door finally opened.
وقتی در بالاخره باز شد، نفس آرامی از او خارج شد.
the diver listened for bubbles and controlled his outbreath underwater.
غواص به دنبال حبابها گوش میداد و نفس خروجی خود را زیر آب کنترل میکرد.
i could smell coffee on his outbreath as he spoke.
وقتی صحبت میکرد، میتوانستم بوی قهوه را در نفس خروجیاش حس کنم.
at the finish line, her outbreath turned into a laugh of disbelief.
در خط پایان، نفس خروجیاش به خنده ناباوری تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید