outlive

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈlɪv/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈlɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بیشتر از زندگی کردن; بیشتر از دوام آوردن; تحمل کردن; فراتر از وجود داشتن
Word Forms
زمان گذشتهoutlived
قسمت سوم فعلoutlived
صفت یا فعل حال استمراریoutliving
شکل سوم شخص مفردoutlives

عبارات و ترکیب‌ها

outlive expectations

برتری نسبت به انتظارات

outlive competition

غلبه بر رقابت

جملات نمونه

She hopes to outlive her illness and live a long, healthy life.

او امیدوار است بیماری خود را پشت سر بگذارد و زندگی طولانی و سالمی داشته باشد.

The ancient ruins have outlived many civilizations.

آثار باستانی از بسیاری از تمدن‌ها جان سالم به در برده‌اند.

His legacy will outlive him, impacting future generations.

میراث او جاودان خواهد شد و بر نسل‌های آینده تأثیر خواهد گذاشت.

Some traditions outlive their usefulness and need to be adapted.

برخی از سنت‌ها عمر مفید خود را پشت سر گذاشته‌اند و نیاز به تطبیق دارند.

The old tree has outlived all the other trees in the forest.

درخت پیر از تمام درختان جنگل جان سالم به در برده است.

Hope can outlive despair in the darkest of times.

امید می‌تواند در تاریک‌ترین زمان‌ها از ناامیدی پیشی بگیرد.

Love has the power to outlive even death.

عشق قدرتی دارد که حتی می‌تواند از مرگ نیز پیشی بگیرد.

Some friendships can outlive distance and time.

برخی از دوستی‌ها می‌توانند فاصله‌ها و زمان را پشت سر بگذارند.

His reputation will outlive any temporary setbacks.

شهرت او از هرگونه پسرفت موقتی پیشی خواهد گرفت.

The artist's work will outlive him, leaving a lasting impact on the art world.

آثار هنرمند جاودان خواهد شد و تأثیر ماندگاری بر دنیای هنر خواهد گذاشت.

نمونه‌های واقعی

But guano might not have outlived its usefulness just yet.

اما کود گاوی ممکن است هنوز هم مفید خود را از دست نداده باشد.

منبع: Scishow Selected Series

Although often dismissed as fleeting, our digital profiles will almost certainly outlive us.

اگرچه اغلب به عنوان زودگذر رد می شوند، اما پروفایل های دیجیتال ما احتمالاً بیشتر از ما دوام خواهند آورد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

A spokesperson said: It's common knowledge that passwords have outlived their efficacy.

یک سخنگو گفت: این یک دانش عمومی است که گذرواژه ها کارایی خود را از دست داده اند.

منبع: The Chronicles of Novel Events

Sometimes the yeast within a writer outlives a book he has written.

گاهی اوقات مخمر درون یک نویسنده بیشتر از کتابی که نوشته طول می کشد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

Morgan outlived the Titanic, but not by much.

مورگان از تایتانیک بیشتر دوام آورد، اما نه خیلی.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

I fear the senator has outlived his usefulness.

من می ترسم که سناتور مفید بودن خود را از دست داده است.

منبع: Person of Interest Season 5

And some of them outlived the Ice Age extinction.

و برخی از آنها از انقراض عصر یخبندان بیشتر دوام آوردند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Carbon Dating found that they easily outlive other vertebrate centenarians such as the tortoise, some whales and humans.

کربن‌نمای ۴۰ سالگی نشان داد که آنها به راحتی از سایر صدساله های مهره ای مانند لاک پشت، برخی از نهنگ ها و انسان ها بیشتر دوام می آورند.

منبع: BBC Listening August 2016 Collection

And is there any way we could outlive such volcanic show?

و آیا راهی وجود دارد که بتوانیم چنین نمایش آتشفشانی را پشت سر بگذاریم؟

منبع: If there is a if.

I think it's hard to picture myself outliving Dad, you know?

فکر می کنم تصور اینکه خودم بیشتر از پدرم زنده بمانم سخت است، می دانید؟

منبع: Our Day Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید