survive

[ایالات متحده]/səˈvaɪv/
[بریتانیا]/sərˈvaɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از عمر گذشتن; فرار کردن از; به زندگی یا وجود ادامه دادن; زنده ماندن
vi. زنده ماندن; به وجود ادامه دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsurvives
قسمت سوم فعلsurvived
زمان گذشتهsurvived
صفت یا فعل حال استمراریsurviving

عبارات و ترکیب‌ها

survive on

زنده ماندن بر

جملات نمونه

me and the pickney have to survive some way.

من و بچه‌ها باید راهی برای زنده ماندن پیدا کنیم.

many buildings survive unaltered.

بسیاری از ساختمان‌ها بدون تغییر باقی می‌مانند.

Ten of them survived the shipwreck.

ده نفر از آنها از غرق شدن کشتی جان سالم به در بردند.

The house survived the storm.

خانه در برابر طوفان مقاومت کرد.

She survived the plane crash.

او از سقوط هواپیما جان سالم به در برد.

salvable merchandise that survived the fire.

کالایی که از آتش سالم مانده است.

didn't have the wherewithal to survive an economic downturn.

امکان نداشتند رکود اقتصادی را پشت سر بگذارند.

The mummy successfully survived the operation.

جسد مومیایی با موفقیت از عمل جراحی جان سالم به در برد.

Did anyone survive the explosion?

آیا کسی در انفجار زنده مانده است؟

Some infantile actions survive into adulthood.

برخی از اعمال کودکی وارد بزرگسالی می‌شوند.

The company found it hard to survive in a changing marketplace.

شرکت متوجه شد که زنده ماندن در یک بازار متغیر دشوار است.

Some turned to prostitution in order to survive.

برخی برای زنده ماندن به سمت روسری روی آوردند.

The goods survived the journey undamaged.

کالاها بدون آسیب در طول سفر زنده ماندند.

his wife survived him.

همسرش پس از مرگ او زنده ماند.

the building survived the earthquake, but only just.

ساختمان در برابر زلزله مقاومت کرد، اما به سختی.

he has survived several assassination attempts.

او جان سالم بدر از چندین تلاش برای ترور برده است.

he was survived by his wife and six children.

همسر و شش فرزندش او را زنده نگه داشتند.

a number of stone churches survive in whole or in part.

تعداد زیادی از کلیساهای سنگی به طور کامل یا جزئی باقی مانده‌اند.

We taught soldiers to bayonet and to survive hand-to-hand combat.

ما به سربازان آموزش دادیم که با خنجر بجنگند و در نبرد تن به تن زنده بمانند.

None of my classmates survived the war.

هیچ یک از همکلاسی‌های من در جنگ زنده نماندند.

نمونه‌های واقعی

She told Gianna that she had survived abortion.

او به جیانا گفت که سقط جنین را زنده مانده است.

منبع: Global Slow English

Oh, talking of which, has Mr Carson survived his ordeal from last night?

اوه، در این مورد، آیا آقای کارسون از سختی‌های شب گذشته جان سالم به در برده است؟

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

" ...while the other survives, " said Dumbledore.

"...در حالی که دیگری زنده می ماند،" دامبلدور گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Every day, they must innovate in order to survive.

هر روز، آنها باید نوآوری کنند تا زنده بمانند.

منبع: Economic Crash Course

And how do they survive down there?

و آنها چگونه در آنجا زنده می مانند؟

منبع: 6 Minute English

African leopards could never survive here.

پلنگ‌های آفریقایی هرگز نمی‌توانستند در اینجا زنده بمانند.

منبع: BBC documentary "Planet Earth" Season One Highlights

Yet faiths cannot survive too much dilution.

با این حال، اعتقادات نمی توانند با رقیق شدن بیش از حد زنده بمانند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Unfortunately, Edgardo did not survive the voyage.

متاسفانه، ادواردو در طول سفر زنده نماند.

منبع: The Secrets of the Titanic

Oliver Veldt will not survive his surgery.

اولیویر ولت جراحی خود را زنده نخواهد کرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

The company won't even survive this winter.

حتی شرکت این زمستان هم زنده نخواهد ماند.

منبع: Discussing American culture.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید