outwards

[ایالات متحده]/'aʊtwədz/
[بریتانیا]/'aʊtwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. دور از مرکز یا نقطه شروع

عبارات و ترکیب‌ها

move outwards

حرکت به سمت بیرون

expand outwards

گسترش به سمت بیرون

point outwards

نقطه گذاری به سمت بیرون

radiate outwards

تابش به سمت بیرون

جملات نمونه

The frontiers of medical knowledge are being pushed farther outwards as time goes on.

مرزهای دانش پزشکی با گذشت زمان به طور فزاینده‌ای به جلو رانده می‌شوند.

He looks outwards from the fenestella eye of cockpit, frightened jump, "Day, there is so short track unexpectedly on the ground!There is so short track unexpectedly on the ground!!

او از دریچه کابین خلبان به بیرون نگاه می‌کند، با ترس می‌پرد، «روز، به طور غیرمنتظره‌ای مسیر کوتاهی روی زمین وجود دارد! مسیر کوتاهی به طور غیرمنتظره‌ای روی زمین وجود دارد!!»

The doors opened outwards.

درها به بیرون باز شدند.

She pointed her toes outwards while dancing.

او در حالی که می‌رقصید، انگشتان پا را به بیرون نشان داد.

The tree branches spread outwards.

شاخه های درخت به بیرون گسترش یافتند.

He gazed outwards at the vast ocean.

او به اقیانوس وسیع به بیرون نگاه کرد.

The city expanded outwards over the years.

شهر در طول سال‌ها به بیرون گسترش یافت.

The road curved outwards to the right.

جاده به سمت راست به بیرون خمیده بود.

The company is looking to grow outwards into new markets.

شرکت به دنبال رشد به بیرون به بازارهای جدید است.

The windows faced outwards towards the mountains.

پنجره‌ها به سمت کوه‌ها به بیرون باز شده بودند.

The satellite transmitted data outwards to Earth.

ماهواره داده‌ها را به سمت زمین به بیرون ارسال کرد.

The petals of the flower opened outwards in the sunlight.

گلبرگ‌های گل در نور خورشید به بیرون باز شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید