overhastiness

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈheɪstɪnəs/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈheɪstɪnəs/

ترجمه

n. عجله زیاد یا پرخیزی در کار کردن؛ کیفیت بودن بسیار سریع عمل کردن بدون در نظر گرفتن مناسب

عبارات و ترکیب‌ها

avoid overhastiness

از عجله کردن خودداری کنید

overhastiness leads to

عجله کردن منجر به

warning against overhastiness

هشدار در برابر عجله کردن

overhastiness in action

عجله کردن در عمل

due to overhastiness

به دلیل عجله کردن

result of overhastiness

نتیجه عجله کردن

overhastiness in decision

عجله کردن در تصمیم

no overhastiness

بدون عجله کردن

overhastiness causes

عجله کردن باعث می‌شود

the overhastiness of

عجله کردن

جملات نمونه

the overhastiness of his decision led to costly consequences.

پیش‌گویی نادرست او در تصمیم‌گیری منجر به عواقب گران‌قیمت شد.

overhastiness often results in mistakes that could have been avoided.

پیش‌گویی نادرست اغلب منجر به خطاها می‌شود که می‌توانستند جلوگیری شوند.

she regretted her overhastiness in accepting the job offer.

او از پیش‌گویی نادرست خود در پذیرش پیشنهاد شغلی ناامید شد.

the overhastiness with which he acted proved to be premature.

پیش‌گویی نادرستی که او با آن عمل کرد، نشان داد که زودهنگام بود.

overhastiness is a common pitfall in decision-making.

پیش‌گویی نادرست یکی از اشتباهات رایج در تصمیم‌گیری است.

his overhastiness to please the client backfired spectacularly.

پیش‌گویی نادرست او برای رضایت مشتری به طرز شگفت‌آوری بازگشت.

the report was completed with regrettable overhastiness.

گزارش با پیش‌گویی نادرستی که متأسفانه انجام شد، کامل شد.

overhastiness in investments can lead to significant financial losses.

پیش‌گویی نادرست در سرمایه‌گذاری می‌تواند منجر به زیان مالی قابل توجه شود.

we must guard against overhastiness in our rush to innovate.

ما باید در شتاب‌مان برای نوآوری، از پیش‌گویی نادرست پرهیز کنیم.

the team's overhastiness resulted in a flawed product launch.

پیش‌گویی نادرست تیم منجر به راه‌اندازی یک محصول با خطا شد.

overhastiness in diagnosis can compromise patient care.

پیش‌گویی نادرست در تشخیص می‌تواند مراقبت از بیمار را به خطر بیندازد.

his overhastiness to judge the situation was problematic.

پیش‌گویی نادرست او در ارزیابی وضعیت مسئله‌ای بود.

the politician's overhastiness in announcing the policy caused confusion.

پیش‌گویی نادرست سیاستمدار در اعلام سیاست از حواس‌پرتی باعث شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید