overimaginative

[ایالات متحده]/ˌəʊvərɪˈmædʒɪnətɪv/
[بریتانیا]/ˌoʊvərɪˈmædʒɪnətɪv/

ترجمه

adj. دارای تخيل بسیار فعال؛ چیزهایی را بیش از حد تخيل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

overimaginative mind

ذهن خیال‌زده

overimaginative child

کودک خیال‌زده

overimaginative thinker

فکرکننده خیال‌زده

overimaginative ideas

ایده‌های خیال‌زده

overimaginative story

داستان خیال‌زده

overimaginative fears

ترس‌های خیال‌زده

overimaginative excuse

عذرخواهی خیال‌زده

overimaginative rumors

پراکندگی‌های خیال‌زده

overimaginative claims

اینکارهای خیال‌زده

overimaginative dreaming

خواب‌های خیال‌زده

جملات نمونه

her overimaginative mind turned a simple noise into a dramatic mystery.

ذهن اویژه فکری او یک صدای ساده را به یک загاده دراماتیک تبدیل کرد.

the teacher gently redirected his overimaginative storytelling back to the topic.

معلم با مهربانی داستان‌گویی اویژه فکری او را دوباره به موضوع هدایت کرد.

his overimaginative fears made an ordinary meeting feel like a trap.

ترس‌های اویژه فکری او باعث شد که یک جلسه معمولی مانند یک فخ محسوب شود.

she gave an overimaginative explanation for why the lights flickered.

او یک توضیح اویژه فکری برای اینکه چرا نورها لرزیدند ارائه کرد.

the editor trimmed the overimaginative descriptions to improve clarity.

ویراستار توصیف‌های اویژه فکری را کوتاه کرد تا روشنی بهتری حاصل شود.

his overimaginative assumptions led him to misread her brief message.

فرضیه‌های اویژه فکری او باعث شد که پیام کوتاه او را اشتباه بفهمد.

critics praised the film’s visuals but called the plot overimaginative.

انتقادات به تصاویر فیلم تحسین کردند اما داستان را اویژه فکری نامیدند.

don’t let an overimaginative rumor spread through the office.

دسته‌ای از اخبار اویژه فکری را از طریق دفتر نگذارید.

her overimaginative plans ignored the budget and the timeline.

برنامه‌های اویژه فکری او بودجه و زمان‌بندی را نادیده گرفت.

he wrote an overimaginative email that made the issue sound catastrophic.

او یک ایمیل اویژه فکری نوشت که مسئله را به یک بحران جدی تبدیل کرد.

the counselor helped her manage overimaginative worries before bedtime.

مربی به او کمک کرد تا قبل از خواب، نگرانی‌های اویژه فکری را مدیریت کند.

the overimaginative scenario in his head kept him from making a decision.

سценاریوی اویژه فکری در ذهنش باعث شد که تصمیمی نگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید