| قسمت سوم فعل | overplayed |
| زمان گذشته | overplayed |
| صفت یا فعل حال استمراری | overplaying |
| شکل سوم شخص مفرد | overplays |
| جمع | overplays |
overplay emotions
اغراق در احساسات
overplay strengths
اغراق در نقاط قوت
overplay risks
اغراق در ریسک ها
overplay situation
اغراق در وضعیت
overplay role
اغراق در نقش
overplay importance
اغراق در اهمیت
overplay impact
اغراق در تاثیر
overplay narrative
اغراق در روایت
overplay advantage
اغراق در برتری
overplay performance
اغراق در عملکرد
it's easy to overplay your strengths in an interview.
در یک مصاحبه، استفاده بیش از حد از نقاط قوت خود آسان است.
don't overplay the situation; it's not that serious.
وضعیت را بزرگ نکنید؛ آنقدرها هم جدی نیست.
he tends to overplay his role in the project.
او معمولاً نقش خود را در پروژه بزرگ نشان میدهد.
we shouldn't overplay our hand in negotiations.
نباید در مذاکرات بیش از حد دست خود را نشان دهیم.
she overplayed her emotions during the performance.
او احساسات خود را در طول اجرا اغراقآمیز نشان داد.
it's important not to overplay your arguments in a debate.
در یک بحث، مهم است که استدلالهای خود را بزرگ نکنید.
he overplayed his excitement about the new project.
او هیجان خود را در مورد پروژه جدید اغراقآمیز نشان داد.
overplaying your popularity can lead to disappointment.
اغراق در مورد محبوبیت شما میتواند منجر به ناامیدی شود.
don't overplay the risks involved in this decision.
خطرات موجود در این تصمیم را بزرگ نکنید.
she often overplays her achievements to impress others.
او اغلب دستاورد های خود را برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران بزرگ نشان می دهد.
overplay emotions
اغراق در احساسات
overplay strengths
اغراق در نقاط قوت
overplay risks
اغراق در ریسک ها
overplay situation
اغراق در وضعیت
overplay role
اغراق در نقش
overplay importance
اغراق در اهمیت
overplay impact
اغراق در تاثیر
overplay narrative
اغراق در روایت
overplay advantage
اغراق در برتری
overplay performance
اغراق در عملکرد
it's easy to overplay your strengths in an interview.
در یک مصاحبه، استفاده بیش از حد از نقاط قوت خود آسان است.
don't overplay the situation; it's not that serious.
وضعیت را بزرگ نکنید؛ آنقدرها هم جدی نیست.
he tends to overplay his role in the project.
او معمولاً نقش خود را در پروژه بزرگ نشان میدهد.
we shouldn't overplay our hand in negotiations.
نباید در مذاکرات بیش از حد دست خود را نشان دهیم.
she overplayed her emotions during the performance.
او احساسات خود را در طول اجرا اغراقآمیز نشان داد.
it's important not to overplay your arguments in a debate.
در یک بحث، مهم است که استدلالهای خود را بزرگ نکنید.
he overplayed his excitement about the new project.
او هیجان خود را در مورد پروژه جدید اغراقآمیز نشان داد.
overplaying your popularity can lead to disappointment.
اغراق در مورد محبوبیت شما میتواند منجر به ناامیدی شود.
don't overplay the risks involved in this decision.
خطرات موجود در این تصمیم را بزرگ نکنید.
she often overplays her achievements to impress others.
او اغلب دستاورد های خود را برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران بزرگ نشان می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید