overstrains

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstreɪnz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstreɪnz/

ترجمه

v. باعث تنش یا استرس بیش از حد شدن؛ بیش از حد کار کردن؛ به طور غیرمعمولی تنش گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

overstrains muscles

تحت فشار قرار دادن بیش از حد عضلات

overstrains limits

تجاوز از حدود

overstrains resources

تحت فشار قرار دادن بیش از حد منابع

overstrains capacity

تجاوز از ظرفیت

overstrains system

تحت فشار قرار دادن بیش از حد سیستم

overstrains performance

تحت فشار قرار دادن بیش از حد عملکرد

overstrains body

تحت فشار قرار دادن بیش از حد بدن

overstrains energy

تحت فشار قرار دادن بیش از حد انرژی

overstrains workforce

تحت فشار قرار دادن بیش از حد نیروی کار

overstrains attention

تحت فشار قرار دادن بیش از حد توجه

جملات نمونه

overstrains can lead to serious injuries.

اضافه بار زدن می‌تواند منجر به آسیب جدی شود.

he often overstrains himself during training.

او اغلب در طول تمرین خود را اضافه بار می‌کند.

overstrains can negatively affect your performance.

اضافه بار زدن می‌تواند به طور منفی بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.

she realized that overstrains were affecting her health.

او متوجه شد که اضافه بار زدن بر سلامتی او تأثیر می‌گذارد.

it's important to avoid overstrains while exercising.

هنگام ورزش کردن، مهم است که از اضافه بار زدن خودداری کنید.

he overstrains himself to meet deadlines.

او برای رسیدن به مهلت‌ها خود را اضافه بار می‌کند.

overstrains can cause burnout in the workplace.

اضافه بار زدن می‌تواند باعث فرسودگی در محل کار شود.

she learned to manage stress to prevent overstrains.

او یاد گرفت که برای جلوگیری از اضافه بار زدن، استرس را مدیریت کند.

overstrains can hinder your ability to focus.

اضافه بار زدن می‌تواند توانایی شما را در تمرکز مختل کند.

he often overstrains during competitive events.

او اغلب در طول مسابقات به خود اضافه بار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید