taxed heavily
سهم مالیاتی زیادی دارد
taxed unfairly
نامناسب مالیات گذاری شده است
taxed to death
تا مرگ مالیات گذاری شده است
being taxed
در حال مالیات گذاری است
taxed property
موجودیت مالیات گذاری شده
he was taxed
او مالیات گذاری شده است
taxed income
درآمد مالیات گذاری شده
taxed beyond
فراتر از مالیات گذاری شده
taxed annually
سالانه مالیات گذاری شده
taxed limits
حد مالیات گذاری شده
the company was heavily taxed on its profits.
شرکت به طور چشمگیری برای سود خود مالیات پرداخت کرد.
homeowners are often taxed on the value of their property.
مالکان خانه اغلب بر اساس ارزش ملک خود مالیات پرداخت می کنند.
he felt unfairly taxed compared to his colleagues.
او احساس می کرد نسبت به همکارانش به طور نا fairly مالیات گذاری شده است.
the government plans to further taxed sugary drinks.
دولت قصد دارد نوشیدنی های شیرین را مالیات گذاری کند.
small businesses are often taxed at a higher rate.
کسب و کارهای کوچک اغلب با نرخ بالاتری مالیات گذاری می شوند.
we were taxed with the responsibility of organizing the event.
ما با مسئولیت سازماندهی رویداد مالیات گذاری شدیم.
the inheritance was heavily taxed after his passing.
ارث پس از فوت او به طور چشمگیری مالیات گذاری شد.
the state is taxed with providing essential services.
این کشور با فراهم آوردن خدمات ضروری مالیات گذاری شده است.
the new law will taxed investment income.
قانون جدید درآمد سرمایه گذاری را مالیات گذاری خواهد کرد.
they were taxed with ensuring the project's success.
آنها با تضمین موفقیت پروژه مالیات گذاری شدند.
the land was taxed at a rate of two percent.
این زمین با نرخ دو درصد مالیات گذاری شد.
taxed heavily
سهم مالیاتی زیادی دارد
taxed unfairly
نامناسب مالیات گذاری شده است
taxed to death
تا مرگ مالیات گذاری شده است
being taxed
در حال مالیات گذاری است
taxed property
موجودیت مالیات گذاری شده
he was taxed
او مالیات گذاری شده است
taxed income
درآمد مالیات گذاری شده
taxed beyond
فراتر از مالیات گذاری شده
taxed annually
سالانه مالیات گذاری شده
taxed limits
حد مالیات گذاری شده
the company was heavily taxed on its profits.
شرکت به طور چشمگیری برای سود خود مالیات پرداخت کرد.
homeowners are often taxed on the value of their property.
مالکان خانه اغلب بر اساس ارزش ملک خود مالیات پرداخت می کنند.
he felt unfairly taxed compared to his colleagues.
او احساس می کرد نسبت به همکارانش به طور نا fairly مالیات گذاری شده است.
the government plans to further taxed sugary drinks.
دولت قصد دارد نوشیدنی های شیرین را مالیات گذاری کند.
small businesses are often taxed at a higher rate.
کسب و کارهای کوچک اغلب با نرخ بالاتری مالیات گذاری می شوند.
we were taxed with the responsibility of organizing the event.
ما با مسئولیت سازماندهی رویداد مالیات گذاری شدیم.
the inheritance was heavily taxed after his passing.
ارث پس از فوت او به طور چشمگیری مالیات گذاری شد.
the state is taxed with providing essential services.
این کشور با فراهم آوردن خدمات ضروری مالیات گذاری شده است.
the new law will taxed investment income.
قانون جدید درآمد سرمایه گذاری را مالیات گذاری خواهد کرد.
they were taxed with ensuring the project's success.
آنها با تضمین موفقیت پروژه مالیات گذاری شدند.
the land was taxed at a rate of two percent.
این زمین با نرخ دو درصد مالیات گذاری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید