relaxes

[ایالات متحده]/rɪˈlæk.sɪz/
[بریتانیا]/rɪˈlæk.sɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از relax؛ کمتر تنش یا سختی ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

relaxes the mind

ذهن را آرام می‌کند

relaxes the body

بدن را آرام می‌کند

relaxes your muscles

عضلات شما را آرام می‌کند

relaxes the nerves

اعصاب را آرام می‌کند

relaxes the spirit

روح را آرام می‌کند

relaxes the tension

تنش را از بین می‌برد

relaxes the soul

روح را آرام می‌کند

relaxes with music

با موسیقی آرام می‌کند

relaxes at home

در خانه آرام می‌کند

relaxes after work

بعد از کار آرام می‌کند

جملات نمونه

she relaxes by reading a good book.

او با خواندن یک کتاب خوب آرامش می‌گیرد.

he relaxes after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری آرامش می‌گیرد.

listening to music relaxes my mind.

گوش دادن به موسیقی ذهن من را آرام می‌کند.

yoga relaxes both the body and the mind.

یوگا هم بدن و هم ذهن را آرام می‌کند.

a warm bath relaxes sore muscles.

حمام گرم باعث آرامش عضلات درد شده می‌شود.

she relaxes with a cup of tea in the evening.

او با یک فنجان چای در شب آرامش می‌گیرد.

taking a walk in nature relaxes me.

پیاده‌روی در طبیعت من را آرام می‌کند.

he relaxes by watching his favorite movies.

او با تماشای فیلم‌های مورد علاقه‌اش آرامش می‌گیرد.

spending time with friends relaxes my stress.

وقت گذراندن با دوستان استرس من را کاهش می‌دهد.

meditation relaxes the soul and rejuvenates the spirit.

مدیتیشن روح را آرام و روحیه را تجدید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید