overstuffed

[ایالات متحده]/'əuvəstʌft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر شده یا با مقدار اضافی از مواد نرم (مانند یک مبل) پر شده
Word Forms
زمان گذشتهoverstuffed

جملات نمونه

The overstuffed suitcase burst open when she tried to close it.

چمدان پرگنده هنگام تلاش برای بستن آن باز شد.

The overstuffed chair was so comfortable that he fell asleep in it.

صندلی پرگنده آنقدر راحت بود که او در آن به خواب رفت.

The overstuffed sandwich was too big to fit in his mouth.

ساندویچ پرگنده آنقدر بزرگ بود که در دهانش جا نشد.

The overstuffed closet was difficult to close because of all the clothes inside.

کمد پرگنده به دلیل وجود لباس‌های زیاد بستن آن سخت بود.

The overstuffed sofa was perfect for lounging and watching movies.

مبل پرگنده برای استراحت و تماشای فیلم عالی بود.

The overstuffed burrito was delicious but messy to eat.

بوریتوی پرگنده خوشمزه بود اما خوردن آن آشفته بود.

The overstuffed backpack was too heavy for her to carry for long distances.

کوله پشتی پرگنده برای حمل آن در مسافت‌های طولانی برای او خیلی سنگین بود.

The overstuffed schedule left him feeling exhausted and overwhelmed.

برنامه شلوغ او را احساس خستگی و غرق شدن داد.

The overstuffed tacos were bursting with flavorful ingredients.

تاکوهای پرگنده با مواد تشکیل دهنده خوشمزه پر شده بودند.

The overstuffed bus was crowded with passengers during rush hour.

اتوبوس پرگنده در ساعات اوج ترافیک با مسافران مملو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید