paddleboat

[ایالات متحده]/ˈpæd.əl.bəʊt/
[بریتانیا]/ˈpæd.əl.boʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قایق که توسط چرخ پارویی حرکت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

paddleboat ride

گشت با قایق پارویی

paddleboat rental

اجاره قایق پارویی

paddleboat tour

تور قایق پارویی

paddleboat adventure

ماجراجویی با قایق پارویی

paddleboat lake

دریاچه قایق پارویی

paddleboat fun

سرگرمی با قایق پارویی

paddleboat trip

سفر با قایق پارویی

paddleboat cruise

گردش با قایق پارویی

paddleboat race

مسابقه قایق پارویی

paddleboat party

جشن با قایق پارویی

جملات نمونه

we rented a paddleboat for our day at the lake.

ما یک قایق پارویی اجاره کردیم برای روزمان در کنار دریاچه.

the kids enjoyed riding the paddleboat around the pond.

بچه ها از سوار شدن بر قایق پارویی در اطراف حوض لذت بردند.

she took her friends out on a paddleboat for a fun afternoon.

او دوستانش را برای یک بعد از ظهر سرگرم کننده با قایق پارویی بیرون برد.

we had a picnic by the paddleboat dock.

ما کنار اسکله قایق پارویی پیک نیک داشتیم.

he proposed to her while they were on the paddleboat.

او در حالی که سوار قایق پارویی بودند از او خواستگاری کرد.

the paddleboat glided smoothly across the water.

قایق پارویی به آرامی روی آب سر خورد.

they spent the afternoon paddling around the lake in a paddleboat.

آنها بعد از ظهر را با قایق پارویی در اطراف دریاچه گذراندند.

we saw ducks swimming alongside our paddleboat.

ما اردک هایی را دیدیم که در کنار قایق پارویی ما شنا می کردند.

it was a beautiful day to take out the paddleboat.

روز خوبی بود تا قایق پارویی را بیرون بیاوریم.

after lunch, we decided to rent a paddleboat for some fun.

بعد از ناهار تصمیم گرفتیم برای تفریح یک قایق پارویی اجاره کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید