| جمع | rowboats |
rowboat rental
اجاره قایق پارویی
rowboat adventure
ماجراجویی با قایق پارویی
rowboat trip
سفر با قایق پارویی
rowboat ride
گشت با قایق پارویی
rowboat fishing
ماهیتگیری با قایق پارویی
rowboat race
مسابقه قایقرانی
rowboat dock
اسلگه قایق پارویی
rowboat guide
راهنمای قایق پارویی
rowboat tour
تور قایقرانی
rowboat safety
ایمنی قایق پارویی
we took a rowboat out on the lake.
ما یک قایق پارویی را به دریاچه بردیم.
the rowboat swayed gently in the water.
قایق پارویی به آرامی در آب تاب خورد.
he learned to row a rowboat at summer camp.
او در اردوی تابستانی یاد گرفت که چگونه یک قایق پارویی را ردی کند.
the rowboat was painted bright blue.
قایق پارویی به رنگ آبی روشن رنگ شده بود.
they enjoyed a romantic evening in the rowboat.
آنها یک شب رمانتیک را در قایق پارویی گذراندند.
she paddled the rowboat with great skill.
او با مهارت فراوان قایق پارویی را پارو کرد.
the rowboat drifted peacefully along the river.
قایق پارویی به آرامی در امتداد رودخانه رها شد.
we packed a picnic for our rowboat trip.
ما برای سفر قایق پارویی خود یک پیک نیک بستیم.
he tied the rowboat to the dock before leaving.
او قبل از رفتن قایق پارویی را به اسکله بست.
many people rent rowboats at the park.
بسیاری از مردم قایق های پارویی را در پارک اجاره می کنند.
rowboat rental
اجاره قایق پارویی
rowboat adventure
ماجراجویی با قایق پارویی
rowboat trip
سفر با قایق پارویی
rowboat ride
گشت با قایق پارویی
rowboat fishing
ماهیتگیری با قایق پارویی
rowboat race
مسابقه قایقرانی
rowboat dock
اسلگه قایق پارویی
rowboat guide
راهنمای قایق پارویی
rowboat tour
تور قایقرانی
rowboat safety
ایمنی قایق پارویی
we took a rowboat out on the lake.
ما یک قایق پارویی را به دریاچه بردیم.
the rowboat swayed gently in the water.
قایق پارویی به آرامی در آب تاب خورد.
he learned to row a rowboat at summer camp.
او در اردوی تابستانی یاد گرفت که چگونه یک قایق پارویی را ردی کند.
the rowboat was painted bright blue.
قایق پارویی به رنگ آبی روشن رنگ شده بود.
they enjoyed a romantic evening in the rowboat.
آنها یک شب رمانتیک را در قایق پارویی گذراندند.
she paddled the rowboat with great skill.
او با مهارت فراوان قایق پارویی را پارو کرد.
the rowboat drifted peacefully along the river.
قایق پارویی به آرامی در امتداد رودخانه رها شد.
we packed a picnic for our rowboat trip.
ما برای سفر قایق پارویی خود یک پیک نیک بستیم.
he tied the rowboat to the dock before leaving.
او قبل از رفتن قایق پارویی را به اسکله بست.
many people rent rowboats at the park.
بسیاری از مردم قایق های پارویی را در پارک اجاره می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید