pagans

[ایالات متحده]/ˈpeɪɡənz/
[بریتانیا]/ˈpeɪɡənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که باورهای مذهبی غیر از باورهای اصلی ادیان جهان دارند؛ افراد بدون باورهای مذهبی؛ بی‌باوران

عبارات و ترکیب‌ها

pagan rituals

آداب بهائی

pagan beliefs

اعتقادات بهائی

pagan traditions

رسوم و سنت‌های بهائی

pagan practices

مناسک باستانی

pagan holidays

اعیاد باستانی

pagan symbols

نمادهای باستانی

pagan culture

فرهنگ بهائی

pagan gods

خدایان باستانی

pagan festivals

جشنواره‌های باستانی

pagan community

جامعه باستانی

جملات نمونه

many pagans celebrate the changing of the seasons.

بسیاری از پیروان ادیان باستانی تغییر فصل‌ها را جشن می‌گیرند.

pagans often hold rituals to honor nature.

پایگان اغلب آیین‌هایی را برای تجلیل از طبیعت برگزار می‌کنند.

some pagans believe in multiple deities.

برخی از پیروان ادیان باستانی به خدایان متعدد اعتقاد دارند.

pagans may use symbols in their practices.

پایگان ممکن است از نمادها در اعمال خود استفاده کنند.

there are many misconceptions about pagans.

تصورات نادرستی در مورد پیروان ادیان باستانی وجود دارد.

pagans often gather for community celebrations.

پایگان اغلب برای جشن‌های محلی دور هم جمع می‌شوند.

some pagans follow the wheel of the year.

برخی از پیروان ادیان باستانی از چرخه سال پیروی می‌کنند.

pagans may practice divination as part of their beliefs.

پایگان ممکن است فال‌گیری را بخشی از اعتقادات خود انجام دهند.

pagans often seek to connect with the earth.

پایگان اغلب به دنبال ارتباط با زمین هستند.

there are various paths within paganism.

مسیرهای مختلفی در درون باورهای باستانی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید