non-believers unite
اتحاد غیرباورها
dismissing non-believers
نادیده گرفتن غیرباورها
targeting non-believers
هدف قرار دادن غیرباورها
converting non-believers
تبدیل غیرباورها
ignoring non-believers
بی توجهی به غیرباورها
challenging non-believers
چالش با غیرباورها
former non-believers
غیرباورهای سابق
angry non-believers
غیرباورهای خشمگین
skeptical non-believers
غیرباورهای شکاک
defending non-believers
دفاع از غیرباورها
many non-believers dismissed the claims as mere superstition.
بسیاری از غیرباورها این ادعاها را صرفاً خرافات جلوه دادند.
we respectfully engaged with the non-believers, presenting our evidence.
ما با احترام با غیرباورها وارد تعامل شدیم و مدارک خود را ارائه دادیم.
the debate sparked heated discussions among believers and non-believers alike.
این بحث جدلهای داغی را بین باورداران و غیرباوران برانگیخت.
even staunch non-believers sometimes find themselves questioning their views.
حتی سرسختترین غیرباوران گاهی اوقات خود را در حال زیر سوال بردن باورهایشان میبینند.
the study aimed to understand the perspectives of non-believers.
این مطالعه با هدف درک دیدگاههای غیرباوران انجام شد.
he sought to challenge the assumptions of non-believers with logic and reason.
او به دنبال این بود تا با منطق و استدلال، فرضیات غیرباوران را به چالش بکشد.
the organization provides a space for dialogue between believers and non-believers.
این سازمان فضایی برای گفتگو بین باورداران و غیرباوران فراهم میکند.
some non-believers are simply skeptical of organized religion.
برخی از غیرباوران صرفاً نسبت به دین سازمانیافته شک دارند.
it's important to avoid judging non-believers based on their beliefs.
مهم است که از قضاوت در مورد غیرباوران بر اساس باورهایشان خودداری کنیم.
the speaker addressed both believers and non-believers in his speech.
سخنرانی در سخنرانی خود هم به باورداران و هم به غیرباوران پرداخت.
we need to understand the reasons behind why people become non-believers.
ما باید دلایلی را که باعث میشود افراد به غیرباورگر تبدیل شوند، درک کنیم.
non-believers unite
اتحاد غیرباورها
dismissing non-believers
نادیده گرفتن غیرباورها
targeting non-believers
هدف قرار دادن غیرباورها
converting non-believers
تبدیل غیرباورها
ignoring non-believers
بی توجهی به غیرباورها
challenging non-believers
چالش با غیرباورها
former non-believers
غیرباورهای سابق
angry non-believers
غیرباورهای خشمگین
skeptical non-believers
غیرباورهای شکاک
defending non-believers
دفاع از غیرباورها
many non-believers dismissed the claims as mere superstition.
بسیاری از غیرباورها این ادعاها را صرفاً خرافات جلوه دادند.
we respectfully engaged with the non-believers, presenting our evidence.
ما با احترام با غیرباورها وارد تعامل شدیم و مدارک خود را ارائه دادیم.
the debate sparked heated discussions among believers and non-believers alike.
این بحث جدلهای داغی را بین باورداران و غیرباوران برانگیخت.
even staunch non-believers sometimes find themselves questioning their views.
حتی سرسختترین غیرباوران گاهی اوقات خود را در حال زیر سوال بردن باورهایشان میبینند.
the study aimed to understand the perspectives of non-believers.
این مطالعه با هدف درک دیدگاههای غیرباوران انجام شد.
he sought to challenge the assumptions of non-believers with logic and reason.
او به دنبال این بود تا با منطق و استدلال، فرضیات غیرباوران را به چالش بکشد.
the organization provides a space for dialogue between believers and non-believers.
این سازمان فضایی برای گفتگو بین باورداران و غیرباوران فراهم میکند.
some non-believers are simply skeptical of organized religion.
برخی از غیرباوران صرفاً نسبت به دین سازمانیافته شک دارند.
it's important to avoid judging non-believers based on their beliefs.
مهم است که از قضاوت در مورد غیرباوران بر اساس باورهایشان خودداری کنیم.
the speaker addressed both believers and non-believers in his speech.
سخنرانی در سخنرانی خود هم به باورداران و هم به غیرباوران پرداخت.
we need to understand the reasons behind why people become non-believers.
ما باید دلایلی را که باعث میشود افراد به غیرباورگر تبدیل شوند، درک کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید