painstakingly

[ایالات متحده]/ˈpeɪnzteɪkɪŋli/
[بریتانیا]/ˈpeɪnzteɪkɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با دقت و تلاش بسیار؛ با زحمت زیاد

جملات نمونه

He’s always painstakingly at his books.

او همیشه به طرز دقیق و حوصله‌فرسا در حال مطالعه کتاب است.

The old painting was damaged in the flood and had to be painstakingly restored.

تابلوی قدیمی در اثر سیل آسیب دید و باید به دقت و با حوصله بازسازی می شد.

Every aspect of the original has been closely studied and painstakingly reconstructed.

هر جنبه از اصل به دقت مورد مطالعه قرار گرفته و به طرز دقیق و حوصله فراوان بازسازی شده است.

She painstakingly painted each detail of the portrait.

او با حوصله و دقت هر جزئیات پرتره را نقاشی کرد.

The artist painstakingly crafted the sculpture by hand.

هنرمند با حوصله و دقت مجسمه را به صورت دستی ساخت.

They painstakingly searched for the missing keys.

آنها با حوصله و دقت به دنبال کلیدهای گم شده گشتند.

The students painstakingly researched the topic for their project.

دانشجویان با حوصله و دقت موضوع را برای پروژه خود بررسی کردند.

She painstakingly stitched each piece of the quilt together.

او با حوصله و دقت هر تکه از لحاف را به هم دوخت.

He painstakingly restored the antique furniture to its original condition.

او با حوصله و دقت مبلمان قدیمی را به حالت اصلی خود بازگرداند.

The chef painstakingly prepared each dish for the banquet.

سرآشپز با حوصله و دقت هر غذا را برای مهمانی آماده کرد.

The team painstakingly analyzed the data to find patterns.

تیم داده ها را با حوصله و دقت تجزیه و تحلیل کرد تا الگوها را پیدا کند.

She painstakingly transcribed the handwritten notes into a digital format.

او با حوصله و دقت یادداشت های دست نویس را به فرمت دیجیتال تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید