pan-fry

[ایالات متحده]/[pæn.fraɪ]/
[بریتانیا]/[pæn.fraɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرخ کردن غذا در یک تابه با روغن داغ؛ سرخ کردن در تابه.
n. عمل سرخ کردن در تابه.

عبارات و ترکیب‌ها

pan-fry chicken

Persian_translation

pan-fry eggs

Persian_translation

pan-frying vegetables

Persian_translation

pan-fry tofu

Persian_translation

i pan-fry

Persian_translation

pan-fry lightly

Persian_translation

جملات نمونه

i love to pan-fry salmon with lemon and herbs.

من عاشق سرخ کردن ماهی سالمون با لیمو و گیاهان معطر هستم.

let's pan-fry some chicken for a quick dinner.

بیایید برای شام سریع، مقداری مرغ سرخ کنیم.

she pan-fried tofu until it was golden brown.

او توفو را تا طلایی شدن سرخ کرد.

he decided to pan-fry the potatoes with onions.

او تصمیم گرفت سیب زمینی را با پیاز سرخ کند.

pan-frying gives the fish a crispy skin.

سرخ کردن باعث می‌شود پوست ماهی ترد شود.

we pan-fried the vegetables in sesame oil.

ما سبزیجات را در روغن کنجد سرخ کردیم.

can you pan-fry some bacon for breakfast?

می‌توانید مقداری بیکن برای صبحانه سرخ کنید؟

the chef pan-fried scallops with garlic butter.

سرآشپز صدف‌ها را با کره سیر سرخ کرد.

i'm going to pan-fry a pancake for my son.

من می‌خواهم برای پسرم یک پنکیک سرخ کنم.

they pan-fried the dumplings until they were crispy.

آنها دامپلینگ‌ها را تا زمانی که ترد شدند سرخ کردند.

it's easy to pan-fry eggs for a simple meal.

سرخ کردن تخم مرغ برای یک وعده غذایی ساده آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید