poach

[ایالات متحده]/pəʊtʃ/
[بریتانیا]/poʊtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پختن با جوشاندن در آب؛ شکار یا ماهیگیری غیرقانونی؛ دزدی
vi. شکار یا ماهیگیری غیرقانونی؛ نقض کردن؛ دزدی
Word Forms
قسمت سوم فعلpoached
زمان گذشتهpoached
شکل سوم شخص مفردpoaches
صفت یا فعل حال استمراریpoaching
جمعpoaches

عبارات و ترکیب‌ها

poach eggs

پختن تخم مرغ

poach chicken

پختن مرغ

poach fish

پختن ماهی

poach pear

پختن گلابی

poach fruit

پختن میوه

جملات نمونه

poach a start in a race

شروع غیرقانونی در یک مسابقه

Poach the fish in wine.

ماهی را در شراب بپزید.

poach for fresh ideas

برای ایده‌های جدید به دنبال فرصت باشید

He poached an egg for breakfast.

او برای صبحانه یک تخم مرغ آب پز کرد.

poach in other people's business

در امور دیگران دخالت کنید

He has been poaching on her land for years, poaching mainly fish and rabbits.

او سال‌هاست که در زمین او شکار غیرقانونی انجام می‌دهد، عمدتاً ماهی و خرگوش.

The swamp country is inclined to poach in winter.

مناطق باتلاقی در زمستان مستعد شکار غیرقانونی هستند.

The ghost of a hanged poacher is said to haunt the manor house.

گفته می شود که ارواح یک شکارچی دار زده خانه اشرافیان را تسخیر می کند.

employers risk having their newly trained workers poached by other firms.

کارفرمایان ریسک می‌کنند که کارمندان آموزش‌دیده جدیدشان توسط شرکت‌های دیگر به خدمت گرفته شوند.

Also important are the protection of water supplies, the control of poaching, and improved monitoring of equid populations.

همچنین حفاظت از منابع آب، کنترل شکار غیرقانونی و بهبود نظارت بر جمعیت اسب‌ها نیز مهم است.

Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.

لاک‌پشت آب‌پز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.

With a poached egg and a slice of good bread, the caramelized florets make a quick and delicious weeknight supper.

با یک تخم مرغ آب پز و یک برش نان خوب، گل‌های کاراملی یک شام سریع و خوشمزه در شب‌های هفته را فراهم می‌کنند.

He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.

او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.

A police officer who takes to crime is likely to be more successful at it than most. The gamekeeper turned poacher has everything going for him.

یک افسر پلیس که به جرم و جنایت روی می‌آورد، احتمالاً در آن موفق‌تر از بیشتر افراد خواهد بود. شکارچی که به دزد تبدیل شده، همه چیز به نفع اوست.

Since his days as a militant student, he has cut his hair, put on a suit and is now the classic example of the poacher turned gamekeeper.

از زمان اوج گرفتن او به عنوان یک دانشجوی مبارز، او موهایش را کوتاه کرده، لباس پوشیده و اکنون نمونه بارز شکارچی تبدیل به نگهبان شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید