poach eggs
پختن تخم مرغ
poach chicken
پختن مرغ
poach fish
پختن ماهی
poach pear
پختن گلابی
poach fruit
پختن میوه
poach a start in a race
شروع غیرقانونی در یک مسابقه
Poach the fish in wine.
ماهی را در شراب بپزید.
poach for fresh ideas
برای ایدههای جدید به دنبال فرصت باشید
He poached an egg for breakfast.
او برای صبحانه یک تخم مرغ آب پز کرد.
poach in other people's business
در امور دیگران دخالت کنید
He has been poaching on her land for years, poaching mainly fish and rabbits.
او سالهاست که در زمین او شکار غیرقانونی انجام میدهد، عمدتاً ماهی و خرگوش.
The swamp country is inclined to poach in winter.
مناطق باتلاقی در زمستان مستعد شکار غیرقانونی هستند.
The ghost of a hanged poacher is said to haunt the manor house.
گفته می شود که ارواح یک شکارچی دار زده خانه اشرافیان را تسخیر می کند.
employers risk having their newly trained workers poached by other firms.
کارفرمایان ریسک میکنند که کارمندان آموزشدیده جدیدشان توسط شرکتهای دیگر به خدمت گرفته شوند.
Also important are the protection of water supplies, the control of poaching, and improved monitoring of equid populations.
همچنین حفاظت از منابع آب، کنترل شکار غیرقانونی و بهبود نظارت بر جمعیت اسبها نیز مهم است.
Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.
لاکپشت آبپز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.
With a poached egg and a slice of good bread, the caramelized florets make a quick and delicious weeknight supper.
با یک تخم مرغ آب پز و یک برش نان خوب، گلهای کاراملی یک شام سریع و خوشمزه در شبهای هفته را فراهم میکنند.
He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.
او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.
A police officer who takes to crime is likely to be more successful at it than most. The gamekeeper turned poacher has everything going for him.
یک افسر پلیس که به جرم و جنایت روی میآورد، احتمالاً در آن موفقتر از بیشتر افراد خواهد بود. شکارچی که به دزد تبدیل شده، همه چیز به نفع اوست.
Since his days as a militant student, he has cut his hair, put on a suit and is now the classic example of the poacher turned gamekeeper.
از زمان اوج گرفتن او به عنوان یک دانشجوی مبارز، او موهایش را کوتاه کرده، لباس پوشیده و اکنون نمونه بارز شکارچی تبدیل به نگهبان شده است.
poach eggs
پختن تخم مرغ
poach chicken
پختن مرغ
poach fish
پختن ماهی
poach pear
پختن گلابی
poach fruit
پختن میوه
poach a start in a race
شروع غیرقانونی در یک مسابقه
Poach the fish in wine.
ماهی را در شراب بپزید.
poach for fresh ideas
برای ایدههای جدید به دنبال فرصت باشید
He poached an egg for breakfast.
او برای صبحانه یک تخم مرغ آب پز کرد.
poach in other people's business
در امور دیگران دخالت کنید
He has been poaching on her land for years, poaching mainly fish and rabbits.
او سالهاست که در زمین او شکار غیرقانونی انجام میدهد، عمدتاً ماهی و خرگوش.
The swamp country is inclined to poach in winter.
مناطق باتلاقی در زمستان مستعد شکار غیرقانونی هستند.
The ghost of a hanged poacher is said to haunt the manor house.
گفته می شود که ارواح یک شکارچی دار زده خانه اشرافیان را تسخیر می کند.
employers risk having their newly trained workers poached by other firms.
کارفرمایان ریسک میکنند که کارمندان آموزشدیده جدیدشان توسط شرکتهای دیگر به خدمت گرفته شوند.
Also important are the protection of water supplies, the control of poaching, and improved monitoring of equid populations.
همچنین حفاظت از منابع آب، کنترل شکار غیرقانونی و بهبود نظارت بر جمعیت اسبها نیز مهم است.
Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.
لاکپشت آبپز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.
With a poached egg and a slice of good bread, the caramelized florets make a quick and delicious weeknight supper.
با یک تخم مرغ آب پز و یک برش نان خوب، گلهای کاراملی یک شام سریع و خوشمزه در شبهای هفته را فراهم میکنند.
He redid the computer system for his student paper, loved to cook and was writing his own cookbook.One of his specialties was snapper poached in tea and served with noodle cake.
او سیستم کامپیوتر را برای مقاله دانشجویی خود دوباره انجام داد، عاشق آشپزی بود و در حال نوشتن کتاب دستور العمل خود بود. یکی از تخصص های او ماهی اسنپر بود که در چای پخته شده و با کیک نودل سرو می شد.
A police officer who takes to crime is likely to be more successful at it than most. The gamekeeper turned poacher has everything going for him.
یک افسر پلیس که به جرم و جنایت روی میآورد، احتمالاً در آن موفقتر از بیشتر افراد خواهد بود. شکارچی که به دزد تبدیل شده، همه چیز به نفع اوست.
Since his days as a militant student, he has cut his hair, put on a suit and is now the classic example of the poacher turned gamekeeper.
از زمان اوج گرفتن او به عنوان یک دانشجوی مبارز، او موهایش را کوتاه کرده، لباس پوشیده و اکنون نمونه بارز شکارچی تبدیل به نگهبان شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید