paraphrasers

[ایالات متحده]/pəˈræfreɪzəz/
[بریتانیا]/pəˈræfreɪzərz/

ترجمه

n. افرادی که به کمک واژه‌های مختلف به معنای چیزی می‌پردازند

جملات نمونه

the results were inconclusive; in other words, we need more data to reach a definitive conclusion.

نتایج غیر قطعی بود؛ به عبارت دیگر، برای رسیدن به نتیجه قطعی نیاز به داده‌های بیشتری است.

the project was delayed, or rather, it was postponed indefinitely due to budget constraints.

پروژه تاخیر کرد، یا بهتر است بگوییم به دلیل محدودیت‌های بودجه به طور نامحدود به تعویق افتاد.

he's not my brother, more precisely, he's my cousin from my mother's side of the family.

او برادر من نیست، به طور دقیق‌تر، او خاله یا خویشتنی از سوی مادر من است.

the policy is discriminatory; to put it simply, it's unfair to lower-income families.

این سیاست تبعیض‌آمیز است؛ به طور ساده‌گویی، به خانواده‌هایی که درآمد کمتری دارند، نا fairly است.

she's not just a colleague; in fact, she's my best friend and confidante.

او فقط یک همکار نیست؛ در واقع، او بهترین دوست و همچنین رازگوی من است.

the phenomenon is rare, namely, it occurs only once every decade in this region.

این پدیده نادر است، به عبارتی دیگر، تنها یک بار در هر دهه در این منطقه رخ می‌دهد.

the situation is complex, in simpler terms, it's completely chaotic and unpredictable.

وضعیت پیچیده است، به عبارت ساده‌تر،宣完全混乱且不可预测。

he made a mistake, as a matter of fact, several mistakes that cost the company dearly.

او یک خطا کرد، در واقع، چند خطا کرد که به شرکت خسارت زیادی وارد کرد.

the deadline is friday, that is to say, by the end of business day on friday.

مهلت پنجشنبه است، به عبارت دیگر، تا پایان روز کاری پنجشنبه.

the species is endangered; in a sense, it's a tragedy of human progress.

این گونه در معرض خطر است؛ به عبارتی، این یک فاجعه از پیشرفت انسانی است.

basically, the experiment failed due to poor planning and inadequate preparation.

به طور کلی، آزمایش به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف و آمادگی ناکافی ناکام ماند.

to be precise, the temperature was 37.5 degrees celsius at the time of measurement.

به طور دقیق، دمای 37.5 درجه سانتی‌گراد در زمان اندازه‌گیری بود.

it's not a dream, or rather, it's a dream that has become reality through hard work.

این یک رویا نیست، یا بهتر است بگوییم، این یک رویا است که از طریق کار سخت به واقعیت تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید