pariahs

[ایالات متحده]/pəˈraɪəz/
[بریتانیا]/pəˈraɪəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرد شدگان اجتماعی؛ افرادی که مورد نفرت هستند؛ اصطلاح تاریخی برای یک طرد شده یا نجس

عبارات و ترکیب‌ها

social pariahs

پاریاهای اجتماعی

economic pariahs

پاریاهای اقتصادی

political pariahs

پاریاهای سیاسی

cultural pariahs

پاریاهای فرهنگی

moral pariahs

پاریاهای اخلاقی

outcast pariahs

پاریاهای تبعیدی

socially pariahs

اجتماعی پاریا

treated as pariahs

به عنوان پاریا مورد استفاده قرار می گیرند

viewed as pariahs

به عنوان پاریا دیده می شوند

known as pariahs

به عنوان پاریا شناخته می شوند

جملات نمونه

in society, people often treat pariahs with disdain.

در اجتماع، مردم اغلب با بی‌اعتنایی با پاریاها رفتار می‌کنند.

he felt like a pariah after the scandal broke.

او پس از افشای رسوایی احساس کرد که یک پاریا است.

pariahs are often marginalized in their communities.

پاریاها اغلب در جوامع خود حاشیه ای می شوند.

she was treated as a pariah for her controversial opinions.

او به دلیل نظرات جنجالی‌اش مانند یک پاریا رفتار شد.

many pariahs struggle to find acceptance.

بسیاری از پاریاها برای یافتن پذیرش تلاش می‌کنند.

his actions turned him into a pariah among his peers.

اقداماتی که انجام داد او را در میان همسالانش به یک پاریا تبدیل کرد.

pariahs often face discrimination and isolation.

پاریاها اغلب با تبعیض و انزوا روبرو هستند.

she became a pariah after speaking out against the injustice.

او پس از صحبت در مورد بی‌عدالتی، به یک پاریا تبدیل شد.

communities should support pariahs instead of ostracizing them.

جوامع باید از پاریاها حمایت کنند به جای اینکه آنها را طرد کنند.

being labeled a pariah can have lasting effects on a person's life.

برچسب خوردن به عنوان یک پاریا می‌تواند اثرات ماندگاری بر زندگی یک فرد داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید