social pariahs
پاریاهای اجتماعی
economic pariahs
پاریاهای اقتصادی
political pariahs
پاریاهای سیاسی
cultural pariahs
پاریاهای فرهنگی
moral pariahs
پاریاهای اخلاقی
outcast pariahs
پاریاهای تبعیدی
socially pariahs
اجتماعی پاریا
treated as pariahs
به عنوان پاریا مورد استفاده قرار می گیرند
viewed as pariahs
به عنوان پاریا دیده می شوند
known as pariahs
به عنوان پاریا شناخته می شوند
in society, people often treat pariahs with disdain.
در اجتماع، مردم اغلب با بیاعتنایی با پاریاها رفتار میکنند.
he felt like a pariah after the scandal broke.
او پس از افشای رسوایی احساس کرد که یک پاریا است.
pariahs are often marginalized in their communities.
پاریاها اغلب در جوامع خود حاشیه ای می شوند.
she was treated as a pariah for her controversial opinions.
او به دلیل نظرات جنجالیاش مانند یک پاریا رفتار شد.
many pariahs struggle to find acceptance.
بسیاری از پاریاها برای یافتن پذیرش تلاش میکنند.
his actions turned him into a pariah among his peers.
اقداماتی که انجام داد او را در میان همسالانش به یک پاریا تبدیل کرد.
pariahs often face discrimination and isolation.
پاریاها اغلب با تبعیض و انزوا روبرو هستند.
she became a pariah after speaking out against the injustice.
او پس از صحبت در مورد بیعدالتی، به یک پاریا تبدیل شد.
communities should support pariahs instead of ostracizing them.
جوامع باید از پاریاها حمایت کنند به جای اینکه آنها را طرد کنند.
being labeled a pariah can have lasting effects on a person's life.
برچسب خوردن به عنوان یک پاریا میتواند اثرات ماندگاری بر زندگی یک فرد داشته باشد.
social pariahs
پاریاهای اجتماعی
economic pariahs
پاریاهای اقتصادی
political pariahs
پاریاهای سیاسی
cultural pariahs
پاریاهای فرهنگی
moral pariahs
پاریاهای اخلاقی
outcast pariahs
پاریاهای تبعیدی
socially pariahs
اجتماعی پاریا
treated as pariahs
به عنوان پاریا مورد استفاده قرار می گیرند
viewed as pariahs
به عنوان پاریا دیده می شوند
known as pariahs
به عنوان پاریا شناخته می شوند
in society, people often treat pariahs with disdain.
در اجتماع، مردم اغلب با بیاعتنایی با پاریاها رفتار میکنند.
he felt like a pariah after the scandal broke.
او پس از افشای رسوایی احساس کرد که یک پاریا است.
pariahs are often marginalized in their communities.
پاریاها اغلب در جوامع خود حاشیه ای می شوند.
she was treated as a pariah for her controversial opinions.
او به دلیل نظرات جنجالیاش مانند یک پاریا رفتار شد.
many pariahs struggle to find acceptance.
بسیاری از پاریاها برای یافتن پذیرش تلاش میکنند.
his actions turned him into a pariah among his peers.
اقداماتی که انجام داد او را در میان همسالانش به یک پاریا تبدیل کرد.
pariahs often face discrimination and isolation.
پاریاها اغلب با تبعیض و انزوا روبرو هستند.
she became a pariah after speaking out against the injustice.
او پس از صحبت در مورد بیعدالتی، به یک پاریا تبدیل شد.
communities should support pariahs instead of ostracizing them.
جوامع باید از پاریاها حمایت کنند به جای اینکه آنها را طرد کنند.
being labeled a pariah can have lasting effects on a person's life.
برچسب خوردن به عنوان یک پاریا میتواند اثرات ماندگاری بر زندگی یک فرد داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید