part-time job
شغل پاره وقت
part-time work
کار پاره وقت
part-time student
دانشجوی پاره وقت
part-time role
نقش پاره وقت
part-time hours
ساعات پاره وقت
working part-time
در حال کار با شرایط پاره وقت
part-time position
موقعیت پاره وقت
part-time help
کمک پاره وقت
part-time staff
پرسنل پاره وقت
part-time basis
بر اساس پاره وقت
i'm looking for a part-time job in retail.
من به دنبال یک شغل پاره وقت در خرده فروشی هستم.
she has a part-time role as a tutor.
او نقش پاره وقت به عنوان یک معلم خصوصی دارد.
he's balancing a full-time degree with a part-time job.
او در حال متعادل کردن یک مدرک تمام وقت با یک شغل پاره وقت است.
the library offers a part-time position for students.
کتابخانه یک موقعیت پاره وقت برای دانشجویان ارائه می دهد.
they're hiring for a part-time sales associate.
آنها برای یک کارشناس فروش پاره وقت استخدام می کنند.
i enjoy my part-time work at the coffee shop.
من از کار پاره وقتم در کافه لذت می برم.
a part-time consultant can provide valuable insights.
یک مشاور پاره وقت می تواند بینش های ارزشمندی ارائه دهد.
he's taking on a part-time project to gain experience.
او در حال انجام یک پروژه پاره وقت برای کسب تجربه است.
many students prefer part-time work during the summer.
بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند در طول تابستان به صورت پاره وقت کار کنند.
the company offers flexible part-time hours.
شرکت ساعات پاره وقت انعطاف پذیر ارائه می دهد.
she's seeking a part-time position with remote work.
او به دنبال یک موقعیت پاره وقت با کار از راه دور است.
he's doing a part-time internship this semester.
او در این ترم یک کارآموزی پاره وقت انجام می دهد.
part-time job
شغل پاره وقت
part-time work
کار پاره وقت
part-time student
دانشجوی پاره وقت
part-time role
نقش پاره وقت
part-time hours
ساعات پاره وقت
working part-time
در حال کار با شرایط پاره وقت
part-time position
موقعیت پاره وقت
part-time help
کمک پاره وقت
part-time staff
پرسنل پاره وقت
part-time basis
بر اساس پاره وقت
i'm looking for a part-time job in retail.
من به دنبال یک شغل پاره وقت در خرده فروشی هستم.
she has a part-time role as a tutor.
او نقش پاره وقت به عنوان یک معلم خصوصی دارد.
he's balancing a full-time degree with a part-time job.
او در حال متعادل کردن یک مدرک تمام وقت با یک شغل پاره وقت است.
the library offers a part-time position for students.
کتابخانه یک موقعیت پاره وقت برای دانشجویان ارائه می دهد.
they're hiring for a part-time sales associate.
آنها برای یک کارشناس فروش پاره وقت استخدام می کنند.
i enjoy my part-time work at the coffee shop.
من از کار پاره وقتم در کافه لذت می برم.
a part-time consultant can provide valuable insights.
یک مشاور پاره وقت می تواند بینش های ارزشمندی ارائه دهد.
he's taking on a part-time project to gain experience.
او در حال انجام یک پروژه پاره وقت برای کسب تجربه است.
many students prefer part-time work during the summer.
بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند در طول تابستان به صورت پاره وقت کار کنند.
the company offers flexible part-time hours.
شرکت ساعات پاره وقت انعطاف پذیر ارائه می دهد.
she's seeking a part-time position with remote work.
او به دنبال یک موقعیت پاره وقت با کار از راه دور است.
he's doing a part-time internship this semester.
او در این ترم یک کارآموزی پاره وقت انجام می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید