participating

[ایالات متحده]/pɑ:'tisipeitiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل چندین نفر یا طرف که درگیر هستند; حق بهره‌برداری از منافع به عنوان یک سهام‌دار را داشتن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریparticipating

عبارات و ترکیب‌ها

actively participating

شرکت فعالانه

participate in

شرکت کردن در

جملات نمونه

Participating in the strike cost me my job.

شرکت در اعتصاب باعث از دست دادن شغل من شد.

Many more firms are participating in the growth of demand on the world markets.

بسیاری از شرکت‌ها در افزایش تقاضا در بازارهای جهانی مشارکت می‌کنند.

Also, participating dealers back their work with a free lifetime service guarantee.

همچنین، نمایندگی‌های فروش مشارکت‌کننده، خدمات مادام العمر رایگان را برای کار خود تضمین می‌کنند.

deferrable participating loan A loan used by IFC whereby the interest paid is linked to the profits of the company.

وام مشارکت‌کننده قابل تعویق: نوعی وام که توسط IFC استفاده می‌شود و بهره پرداختی به سود شرکت گره خورده است.

deferrable participating loan: A loan used by IFC whereby the interest paid is linked to the profits of the company.

وام مشارکت‌کننده قابل تعویق: نوعی وام که توسط IFC استفاده می‌شود و بهره پرداختی به سود شرکت گره خورده است.

apex loan Loan whereby IBRD lends money to an apex development financial unit which onlends it to participating financial i titutio which, in turn, onlend it to industrial companies.

وام اوج: نوعی وام که توسط IBRD به یک واحد مالی توسعه اوج داده می‌شود که آن را به موسسات مالی مشارکت‌کننده وام می‌دهد که به نوبه خود آن را به شرکت‌های صنعتی وام می‌دهد.

"apex loan: Loan whereby IBRD lends money to an apex development financial unit which onlends it to participating financial institutions which, in turn, onlend it to industrial companies."

"وام اوج: نوعی وام که توسط IBRD به یک واحد مالی توسعه اوج داده می‌شود که آن را به موسسات مالی مشارکت‌کننده وام می‌دهد که به نوبه خود آن را به شرکت‌های صنعتی وام می‌دهد."

نمونه‌های واقعی

They are not participating in direct combat.

آنها در درگیری مستقیم شرکت نمی‌کنند.

منبع: NPR News September 2014 Compilation

They're actually participating in this capital investment.

آنها در واقع در این سرمایه گذاری مشارکت می کنند.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

In the United States, students ranked 28th in mathematics, out of the 37 participating countries.

در ایالات متحده، دانش آموزان در ریاضیات رتبه 28 را در بین 37 کشور شرکت کننده کسب کردند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And so he, like most people protesting, was not directly participating in the destruction.

و او نیز، مانند اکثر افرادی که در حال اعتراض بودند، به طور مستقیم در تخریب شرکت نمی کرد.

منبع: NPR News June 2020 Compilation

There is no indication that they will participate on Monday.

هیچ نشانه ای وجود ندارد که آنها در روز دوشنبه شرکت خواهند کرد.

منبع: NPR News December 2019 Compilation

Javi koay and Achar occurred for participating.

جاوِی کوآی و آچار به دلیل شرکت کردن رخ دادند.

منبع: Listening Digest

Participating doesn't necessarily involve a huge time commitment.

شرکت کردن لزوماً به معنای صرف زمان زیاد نیست.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

I invited my family to start participating.

من خانواده ام را دعوت کردم تا شروع به شرکت کردن کنند.

منبع: Easy Learning of Medical English

Past participle has two words because it participates.

اسم فعل گذشته دو کلمه دارد زیرا شرکت می کند.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

I'm honored, privileged for the time and participation.

من مفتخرم، به خاطر زمان و مشارکت امتیاز دارم.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید