attending

[ایالات متحده]/əˈtɛndɪŋ/
[بریتانیا]/əˈtɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توجه به چیزی دادن \nv. در یک رویداد یا جلسه حاضر بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

attending a meeting

شرکت در جلسه

attending school

ثبت نام در مدرسه

attending a wedding

حضور در عروسی

attending a concert

حضور در کنسرت

attending to someone

رسیدگی به کسی

attending a conference

حضور در کنفرانس

attending to business

رسیدگی به امور تجاری

attending a party

حضور در مهمانی

attending class

شرکت در کلاس

attending classes

شرکت در کلاس‌ها

attending a lecture

شرکت در سخنرانی

attending a performance

حضور در اجرا

جملات نمونه

she is attending a conference next week.

او هفته آینده در حال شرکت در یک کنفرانس است.

are you attending the wedding on saturday?

آیا شما شنبه در عروسی شرکت خواهید کرد؟

he enjoys attending music festivals every summer.

او از شرکت در جشنواره های موسیقی هر تابستان لذت می برد.

they are attending a workshop on digital marketing.

آنها در حال شرکت در یک کارگاه در مورد بازاریابی دیجیتال هستند.

attending classes regularly is important for success.

شرکت منظم در کلاس ها برای موفقیت مهم است.

she is attending a training session for her new job.

او در حال شرکت در یک جلسه آموزشی برای شغل جدید خود است.

he is attending a seminar on environmental issues.

او در حال شرکت در سمیناری در مورد مسائل زیست محیطی است.

we are attending a family reunion this weekend.

ما این آخر هفته در یک دیدار خانوادگی شرکت خواهیم کرد.

attending lectures can enhance your understanding of the subject.

شرکت در سخنرانی ها می تواند درک شما از موضوع را افزایش دهد.

she is attending a book club meeting every month.

او هر ماه در یک جلسه کتابخوانی شرکت می کند.

attending the conference will enhance your knowledge.

شرکت در کنفرانس دانش شما را افزایش می دهد.

she is attending a wedding this weekend.

او این آخر هفته در یک عروسی شرکت خواهد کرد.

he is attending a seminar on digital marketing.

او در حال شرکت در سمیناری در مورد بازاریابی دیجیتال است.

attending the workshop will improve your skills.

شرکت در کارگاه مهارت های شما را بهبود می بخشد.

they are attending a family reunion next month.

آنها ماه آینده در یک دیدار خانوادگی شرکت خواهند کرد.

she enjoys attending live music events.

او از شرکت در رویدادهای موسیقی زنده لذت می برد.

attending meetings helps in making informed decisions.

شرکت در جلسات به اتخاذ تصمیمات آگاهانه کمک می کند.

he is attending a fitness class to stay healthy.

او برای سالم ماندن در یک کلاس تناسب اندام شرکت می کند.

attending online courses can be very convenient.

شرکت در دوره های آنلاین می تواند بسیار راحت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید