abstain

[ایالات متحده]/əbˈsteɪn/
[بریتانیا]/əbˈsteɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. خودداری کردن; مهار خود; اجتناب کردن
Word Forms
زمان گذشتهabstained
قسمت سوم فعلabstained
شکل سوم شخص مفردabstains
صفت یا فعل حال استمراریabstaining
جمعabstains

عبارات و ترکیب‌ها

abstain from alcohol

خودداری از مصرف الکل

choose to abstain

انتخاب برای خودداری

abstain from voting

خودداری از رای دادن

abstain from

خودداری از

جملات نمونه

abstain from telling a lie

خودداری از گفتن دروغ

I abstained from voting.

من از رای دادن خودداری کردم.

She abstained from voting.

او از رای دادن خودداری کرد.

most pregnant women abstain or drink very little.

اکثر زنان باردار خودداری می کنند یا خیلی کم می نوشند.

you did rather abstain from potation.

شما ترجیح دادید از نوشیدن خودداری کنید.

abstain from (wine, smoking)

خودداری از (شراب، سیگار)

He abstained from speaking at the meeting.

او از صحبت کردن در جلسه خودداری کرد.

abstain from traditional political rhetoric.See Synonyms at refrain 1

خودداری از سخنان سیاسی سنتی.برای مترادف ها به خودداری 1 مراجعه کنید.

His doctor ordered him to abstain from beer and wine.

پزشک به او دستور داد که از آبجو و شراب خودداری کند.

They collectively abstained (from voting) in the elections for local councilors.

آنها به طور جمعی (از رای دادن) در انتخابات شورای محلی خودداری کردند.

So I gave it up – cold turkey, because I'm an abstainer not a moderator.

بنابراین من آن را رها کردم - به طور ناگهانی، زیرا من یک خودداری کننده هستم، نه یک تعدیل کننده.

Cautions: Keep it in a dry and ventilated place ,abstaining from moistness .

احتیاط: آن را در یک مکان خشک و با تهویه مناسب نگه دارید و از رطوبت خودداری کنید.

نمونه‌های واقعی

It's a struggle for him to abstain at all.

برای او کنار گذاشتن به طور کلی یک تلاش است.

منبع: Twilight: Eclipse

Twelve others excluded him, and four abstained.

۱۲ نفر دیگر او را حذف کردند و ۴ نفر خودداری کردند.

منبع: The Economist - Technology

The verb " abstain" means to decide not to do or have something.

فعل "خودداری کردن" به معنای تصمیم نگرفتن یا نداشتن چیزی است.

منبع: English multiple choice exercise.

Abstaining from speech marks him who is obeying the spontaneity of his nature.

خودداری از صحبت کردن نشان دهنده کسی است که از خودجوشی طبیعت خود پیروی می کند.

منبع: Tao Te Ching

Twelve Security Council members voted to adopt the resolution Monday while China abstained and India voted no.

۱۲ عضو شورای امنیت در روز دوشنبه به تصویب قطعنامه رای دادند در حالی که چین خودداری کرد و هند رای منفی داد.

منبع: VOA Daily Standard December 2021 Collection

The first habit will be abstaining from Short-Term Pleasure Seeking.

اولین عادت، خودداری از جستجوی لذت کوتاه مدت خواهد بود.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

But his decision to abstain from the vote on November 7th has undermined his credibility with Mr Samaras.

اما تصمیم او برای خودداری از رای گیری در ۷ نوامبر، اعتبار او را نزد آقای ساماراس تضعیف کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

However, there is a problem with abstaining.

با این حال، مشکلی در خودداری وجود دارد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

But those logical conclusions did not stop at abstaining from certain foods.

اما آن نتیجه گیری های منطقی در خودداری از خوردن برخی غذاها متوقف نشدند.

منبع: The Guardian (Article Version)

I had to abstain from smoking while I was in the hospital.

من باید در حالی که در بیمارستان بودم از سیگار کشیدن خودداری می کردم.

منبع: In the process of honing one's listening skills.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید