particolored flowers
گلهای رنگارنگ
particolored fabric
پارچه رنگارنگ
particolored birds
پرندگان رنگارنگ
particolored patterns
الگوهای رنگارنگ
particolored artwork
هنر رنگارنگ
particolored leaves
برگهای رنگارنگ
particolored lights
چراغهای رنگارنگ
particolored stones
سنگهای رنگارنگ
particolored designs
طرحهای رنگارنگ
particolored toys
اسباببازیهای رنگارنگ
the butterfly is beautifully particolored.
پاپتی زیبا به زیبایی چند رنگ است.
she wore a particolored dress to the party.
او یک لباس چند رنگ به مهمانی پوشید.
the artist used particolored paints for the mural.
هنرمند از رنگ های چند رنگ برای نقاشی دیواری استفاده کرد.
he collected particolored stones from the river.
او سنگ های چند رنگ را از رودخانه جمع کرد.
the garden was filled with particolored flowers.
باغ پر از گل های چند رنگ بود.
her particolored hair caught everyone's attention.
موهای چند رنگش توجه همه را جلب کرد.
the particolored fish swam gracefully in the aquarium.
ماهی های چند رنگ به طور ظریف در آکواریوم شنا کردند.
he painted the walls in a particolored pattern.
او دیوارها را با یک الگوی چند رنگ رنگ کرد.
they decorated the room with particolored balloons.
آنها اتاق را با بادکنک های چند رنگ تزئین کردند.
the particolored leaves signaled the change of seasons.
برگ های چند رنگ نشان دهنده تغییر فصل بود.
particolored flowers
گلهای رنگارنگ
particolored fabric
پارچه رنگارنگ
particolored birds
پرندگان رنگارنگ
particolored patterns
الگوهای رنگارنگ
particolored artwork
هنر رنگارنگ
particolored leaves
برگهای رنگارنگ
particolored lights
چراغهای رنگارنگ
particolored stones
سنگهای رنگارنگ
particolored designs
طرحهای رنگارنگ
particolored toys
اسباببازیهای رنگارنگ
the butterfly is beautifully particolored.
پاپتی زیبا به زیبایی چند رنگ است.
she wore a particolored dress to the party.
او یک لباس چند رنگ به مهمانی پوشید.
the artist used particolored paints for the mural.
هنرمند از رنگ های چند رنگ برای نقاشی دیواری استفاده کرد.
he collected particolored stones from the river.
او سنگ های چند رنگ را از رودخانه جمع کرد.
the garden was filled with particolored flowers.
باغ پر از گل های چند رنگ بود.
her particolored hair caught everyone's attention.
موهای چند رنگش توجه همه را جلب کرد.
the particolored fish swam gracefully in the aquarium.
ماهی های چند رنگ به طور ظریف در آکواریوم شنا کردند.
he painted the walls in a particolored pattern.
او دیوارها را با یک الگوی چند رنگ رنگ کرد.
they decorated the room with particolored balloons.
آنها اتاق را با بادکنک های چند رنگ تزئین کردند.
the particolored leaves signaled the change of seasons.
برگ های چند رنگ نشان دهنده تغییر فصل بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید