particolored

[ایالات متحده]/ˈpɑːtɪkʌləd/
[بریتانیا]/ˈpɑrtɪˌkʌlɚd/

ترجمه

adj. داشتن رنگ‌های مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

particolored flowers

گل‌های رنگارنگ

particolored fabric

پارچه رنگارنگ

particolored birds

پرندگان رنگارنگ

particolored patterns

الگوهای رنگارنگ

particolored artwork

هنر رنگارنگ

particolored leaves

برگ‌های رنگارنگ

particolored lights

چراغ‌های رنگارنگ

particolored stones

سنگ‌های رنگارنگ

particolored designs

طرح‌های رنگارنگ

particolored toys

اسباب‌بازی‌های رنگارنگ

جملات نمونه

the butterfly is beautifully particolored.

پاپتی زیبا به زیبایی چند رنگ است.

she wore a particolored dress to the party.

او یک لباس چند رنگ به مهمانی پوشید.

the artist used particolored paints for the mural.

هنرمند از رنگ های چند رنگ برای نقاشی دیواری استفاده کرد.

he collected particolored stones from the river.

او سنگ های چند رنگ را از رودخانه جمع کرد.

the garden was filled with particolored flowers.

باغ پر از گل های چند رنگ بود.

her particolored hair caught everyone's attention.

موهای چند رنگش توجه همه را جلب کرد.

the particolored fish swam gracefully in the aquarium.

ماهی های چند رنگ به طور ظریف در آکواریوم شنا کردند.

he painted the walls in a particolored pattern.

او دیوارها را با یک الگوی چند رنگ رنگ کرد.

they decorated the room with particolored balloons.

آنها اتاق را با بادکنک های چند رنگ تزئین کردند.

the particolored leaves signaled the change of seasons.

برگ های چند رنگ نشان دهنده تغییر فصل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید