variegated

[ایالات متحده]/'veərɪgeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈvɛriɪˌɡetɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخص شده با تنوع یا گوناگونی، دارای لکه‌ها یا نقاطی از رنگ‌های مختلف.
Word Forms
زمان گذشتهvariegated
قسمت سوم فعلvariegated

عبارات و ترکیب‌ها

a variegated pattern

یک الگوی متنوع

variegated foliage

برگ‌های متنوع

variegated appearance

ظاهر متنوع

variegated color scheme

طرح رنگ متنوع

جملات نمونه

This specimen is richly variegated in colour.

این نمونه از نظر رنگ بسیار متنوع است.

his variegated and amusing observations.

مشاهدات رنگارنگ و خنده دار او.

This plant has beautifully variegated leaves.

این گیاه دارای برگ‌های متنوع و زیبا است.

We’re going to grow a variegated ivy up the back of the house.

ما قصد داریم یک پیچک خالدار را در پشت خانه پرورش دهیم.

Any of several plants of the genus Dieffenbachia native to tropical America,having stout,jointed stems and large,variegated leaves and widely cultivated as an indoor plant.

هر یک از چندین گیاه از جنس دیفن‌باخیا که به آمریکای استوایی بومی است، دارای ساقه‌های کوتاه و مفصلی و برگ‌های بزرگ و متنوع است و به طور گسترده به عنوان یک گیاه آپارتمانی کشت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید