partygoers

[ایالات متحده]/[ˈpɑːtiːɡɔːz]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːrtiːɡɔːrz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به یک جشن می‌آیند؛ گروهی از افراد حاضر در یک جشن.

عبارات و ترکیب‌ها

partygoers danced

گروه‌های شرکت‌کننده در جشن در حال رقص بودند

greeting partygoers

در گریه‌گویی با گروه‌های شرکت‌کننده در جشن

many partygoers

زیادی از گروه‌های شرکت‌کننده در جشن

partygoers arriving

گروه‌های شرکت‌کننده در جشن وارد می‌شوند

entertaining partygoers

گروه‌های شرکت‌کننده در جشن را سرگرم می‌کنند

young partygoers

گروه‌های جوان شرکت‌کننده در جشن

watching partygoers

گروه‌های شرکت‌کننده در جشن را مشاهده می‌کنند

excited partygoers

گروه‌های شرکت‌کننده در جشن خوشحال هستند

addressing partygoers

به گروه‌های شرکت‌کننده در جشن سخن می‌گوید

happy partygoers

گروه‌های شرکت‌کننده در جشن خوشحال هستند

جملات نمونه

excited partygoers danced the night away at the vibrant festival.

شرکت‌کنندگان جشن با انگیزه به طور فراگیری در آن شب رقصیدند.

many partygoers arrived early to secure a good spot near the stage.

بیشتر شرکت‌کنندگان زودتر حضور یافتند تا یک مکان خوب نزدیک پیش‌ صحنه را انتخاب کنند.

the dj kept the partygoers energized with a mix of classic and modern hits.

دی جی با ترکیبی از آثار کلاسیک و معاصر، شرکت‌کنندگان را انرژی‌زدی داد.

security personnel carefully monitored the partygoers throughout the evening.

کارکنان امنیت به طور دقیق و مداوم شرکت‌کنندگان را در طول شب نظارت می‌کردند.

young partygoers eagerly awaited the fireworks display at midnight.

شرکت‌کنندگان جوان با انتظار فعالیت شعله‌وری در ساعت میان‌شب، به طور شوق‌آور منتظر می‌ماندند.

the bar staff served drinks to thirsty partygoers all night long.

کارکنان بار به طول شب نوشیدنی‌ها را به شرکت‌کنندگان عطیه می‌کردند.

costumed partygoers added to the festive atmosphere with their creative outfits.

شرکت‌کنندگان با لباس‌های خلاقانه، به جو فستیوال اضافه کردند.

some partygoers enjoyed delicious food from the various food trucks.

برخی از شرکت‌کنندگان غذاهای لذیذ از دوچرخه‌های غذایی مختلف لذت بردند.

the organizers provided ample space for partygoers to mingle and socialize.

سازمان‌کنندگان فضای کافی برای مخلوط شدن و اجتماع شرکت‌کنندگان فراهم کردند.

tired partygoers began to head home as the event drew to a close.

شرکت‌کنندگان خسته شروع به حرکت به سوی خانه کردند وقتی رویداد به پایان رسید.

the enthusiastic partygoers cheered loudly for their favorite band.

شرکت‌کنندگان انگیزه‌دار با صدای بلند برای گروه مورد علاقه‌شان تشویق کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید