pasturage

[ایالات متحده]/ˈpɑːstʃərɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈpæstʃərɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین پوشیده از علف و سایر گیاهان کوتاه مناسب برای چراگاه حیوانات؛ عمل چرا کردن حیوانات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

grazing pasturage

چرایشی مراتع

open pasturage

مراتع باز

natural pasturage

مراتع طبیعی

sustainable pasturage

مراتع پایدار

pasturage management

مدیریت مراتع

pasturage rights

حقوق مراتع

pasturage area

منطقه مراتع

pasturage system

سیستم مراتع

improved pasturage

مراتع بهبود یافته

pasturage quality

کیفیت مراتع

جملات نمونه

the pasturage in this region is ideal for cattle.

چراگاه در این منطقه برای دام‌ها بسیار مناسب است.

farmers rely on pasturage for their livestock's sustenance.

کشاورزان برای تامین غذای دام‌های خود به چراگاه متکی هستند.

overgrazing can lead to poor pasturage conditions.

چرای بیش از حد می‌تواند منجر به شرایط نامناسب چراگاه شود.

the quality of pasturage affects the health of the animals.

کیفیت چراگاه بر سلامت حیوانات تأثیر می‌گذارد.

they rotate their herds to maintain healthy pasturage.

آنها برای حفظ سلامت چراگاه، گله‌های خود را جابجا می‌کنند.

pasturage management is crucial for sustainable farming.

مدیریت چراگاه برای کشاورزی پایدار بسیار مهم است.

in dry seasons, pasturage becomes scarce and needs careful planning.

در فصل‌های خشک، چراگاه کمیاب می‌شود و نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

they invested in improving pasturage to increase milk production.

آنها برای افزایش تولید شیر در بهبود چراگاه سرمایه‌گذاری کردند.

good pasturage can enhance the quality of meat.

چراگاه خوب می‌تواند کیفیت گوشت را افزایش دهد.

she studies the impact of climate on pasturage availability.

او تأثیرات آب و هوا بر در دسترس بودن چراگاه را مطالعه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید