pattie

[ایالات متحده]/'pæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پای کوچک; کیک گوشت (آمریکایی) (برابر با پتی)

عبارات و ترکیب‌ها

beef pattie

برگربف

chicken pattie

برگردنک

جملات نمونه

hamburger patties; hamburger restaurants.

همبرگرها; رستوران‌های همبرگر.

Potato, salmon and spinach patties with garlicky dill cream.

کتلت سیب‌زمینی، سالمون و اسفناج با خامه سیر و شوید.

Man: I'm sorry, I'm afraid you've dialed the wrong number .There is no Pattie here.

مرد: متاسفم، می‌ترسم شماره اشتباهی گرفته‌اید. پتی اینجا نیست.

Probably in 1955 this lady had “piroshki” (patties) in her basket.

احتمالا در سال 1955 این خانم "piroshki" (پاتیس) در سبدش داشت.

Pattie Maes of the lab's Fluid Interfaces group said the research is aimed at creating a new digital "sixth sense" for humans.

پتی میس از گروه رابط‌های سیال آزمایشگاه گفت که هدف از این تحقیق ایجاد یک "حس ششم" دیجیتال جدید برای انسان‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید